معرفی عقاید و مکتب های دینی , اجتماعی و سیاسی

معرفی عقاید و مکتب های دینی , اجتماعی و سیاسی

معرفی عقاید و مکتب های دینی , اجتماعی و سیاسی

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سپتی سیسم چیست ؟
مکتب شکاکان : پیروان این مکتب به عقیده خود راه وسطی‏ را پیش گرفتند، نه پیرو سوفسطائیان شدند که گفتند واقعیتی در ماوراء ذهن انسان اصلا وجود ندارد و نه فلسفه جزمی را که مدعی بود به ادراک‏ اشیاء آنطور که در واقع و نفس الامر هستند می‏توان نائل شد پسندیدند .

 

 

سوفیست یا سوفسطائی‌ گری چیست ؟
منکر واقع نمایی ادراکات انسان است در یونان باستان آموزگاران فلسفه را سوفسطائی می‌گفتند. اینان از شهری به شهر دیگر می‌رفتند و جوانان را دور خود جمع کرده و در ازای حق‌الٌزحمه به تدریس می‌پرداختند. سوفسطائیان خطابت و جدل و دیگر فنونی را که برای موفقیت‌های اجتماعی و سیاسی لازم بود، به شاگردانشان می‌آموختند .
اما به‌تدریج، بر اثر افراط برخی از این آموزگاران، این واژه معنای دیگری پیدا کرد. آن‌ها به حقانیت و صدق و کذب ادعا کاری نداشتند؛ بلکه تنها می‌خواستند به شاگردانشان آموزش دهند که چطور باید در مناظره‌ها به هر صورت ممکن، حریف را مغلوب کرد .
در نتیجه، سوفسطائیان در تداول عامه به بی‌صداقتی فکری و سفسطه‌گری بدنام شدند. در این معنا، سوفسطائی به کسی می‌گفتند که با چرب‌زبانی و مغلطه، از آنچه می‌دانست ناراست است، به قصد فریفتن دیگران دلیل می‌آورد و نتیجه می‌گرفت .

 

 

اتئیسم چیست ؟
خداناباوری یا بی خدایی یا خدا انکاری به انگلیسی در معنای عام، رد باور به وجود خدا است در معنایی محدودتر، بی‌خدایی این موضع است که هیچ خدایی وجود ندارددر جامع ‌ترین معنا، بی‌خدایی به سادگی، عدم باور به وجود هر گونه خداست بی‌خدایی نقطهٔ روبروی خداباوری است که در کلی‌ترین شکل، اعتقاد به وجود حداقل یک خدا می‌باشد

 

 

اگنوستیک یا ندانم‌گرایی چیست ؟
ندانم‌گرایی، ندانم‌گویی، ندانم‌باوری، لاادری‌گری، یا مسلک لاادریه دیدگاهی فلسفی است که دانستن درستی یا نادرستیِ برخی ادعاها و به‌طور ویژه ادعاهای مربوط به امور فراطبیعی مانند الهیات و زندگی پس از مرگ و وجود خدا و موجودات روحانی و یا حتی حقیقت نهایی را نامعلوم و یا با توجّه به شکل «ندانم‌گویی» در اساس ناممکن می‌داند. لاادری‌گری، از گرایش‌های فلسفی است که در عین اذعان به عینیت و واقعیت جهان، شناخت قسمتی از آن و یا کل آن را ناممکن میداند
این اصطلاح برای نخستین بار توسط توماس هنری هاکسلی به مفهوم غیرقابل‌شناخت بودن ماوراء طبیعت به‌کار رفت، اما پس از آن، در ادبیات فلسفی و به‌ویژه مارکسیستی، در معنای غیرقابل‌شناخت بودن جهان مادی به‌کار می‌رود.
بسیاری از فیلسوفان و اندیشمندان درمورد ندانم‌گرایی نوشته‌اند که می‌توان از توماس هنری هاکسلی، رابرت انگرزول، برتراند راسل و ابوالعلاء معری نام برد
نظریه کانت و نظریه شکاکیت، نوعی ندانم‌گری به‌شمار می‌روند. هیوم نیز، از فلاسفه باورمند به این مکتب است

 

 

ماکیاولیسم چیست ؟
ماکیاولیسم عبارت است از مجموعه اصول و روش‌های دستوری که نیکولو ماکیاولی سیاست ‌مدار و فیلسوف ایتالیایی (۱۴۶۹-۱۵۲۷) برای زمامداری و حکومت بر مردم ارائه داد. نیکولو ماکیاولی که بنیاد این نظریه خود را پیرامون روش و هدف در سیاست قرار داده، در کتاب خود شهریار، هدف عمل سیاسی را دستیابی به قدرت می‌داند و بنابراین، آن را محدود به هیچ حکم اخلاقی نمی‌داند و در نتیجه به کار بردن هر وسیله‌ای را در سیاست برای پیشبرد اهداف مجاز می‌شمارد و بدین گونه سیاست را به کلی از اخلاق جدا می‌داند. ماکیاولی معتقداست، زمامدار اگر بخواهد باقی بماند و موفق باشد نباید از شرارت و اعمال خشونت‌آمیز بترسد. زیرا بدون شرارت، حفظ دولت ممکن نیست .

 

 

ایدئالیسم، ایده‌آلیسم ، یا مینوگروی چیست ؟
ایدئالیسم، ایده‌آلیسم ، یا مینوگروی (به آلمان نام مجموعه‌ای از دیدگاه‌های فلسفی با این ادعاست که ایدهها موضوع حقیقی معرفت هستند؛ ایده‌ها بر اشیا مقدم‌اند و این ایده‌ها هستند که امکانِ بودن را برای اشیا فراهم می‌کنند. بر مبنای این دیدگاه، ایده‌ها، هم از نظر معرفت‌شناختی و هم از نظر متافیزیکی اولویت دارند و واقعیت خارجی، آنچنان که ما درک می‌کنیم، منعکس‌کننده فرایندهای ذهنی است. ایدئالیسم مدّعی نیست ذهن خالق ماده یا جهان مادی است. همچنین این دیدگاه، «فکر» را با «متعَلَّق فکر» یکی در نظر نمی‌گیرد، بلکه مدعی است جهان خارج را تنها با توسل به فرایند ایده‌ها می‌توان درک کرد .
ایدئالیسم نقطهء مقابل رئالیسم (واقع گرایى یا اصل اصالت واقع) است که معتقدست براى شناخت حقیقت جهان بیرون ، چندان نمى توان به ذهن انسان متّکى بود .
با اصطلاحات فلسفهٔ صدرایی ایدئالیسم یعنی، برای عاقل تنها معقول بالذات یا نفس‌الأمر دارای تأصل است، زیرا علم به عالم خارج، جز از مجرای معقول بالذات ممکن نیست و عالم خارج، از این حیث که معقول بالعرض است، متعَلَّق معرفت انسانی قرار نمی‌گیرد .

 

 

رئالیسم یا واقع‌گرایی چیست ؟
واژه رئالیسم از رئل که به معنای واقع است، مشتق شده و در واقع به معنای مکتب اصالت واقع است مکتب رئالیسم نقطه مقابل مکتب ایده آلیسم است؛ یعنی مکتبی که وجود جهان خارجی را نفی کرده و همه چیز را تصورات و خیالات ذهنی می‌داند .
رئالیسم یعنی اصالت واقعیت خارجی. این مکتب به وجود جهان خارج و مستقل از ادراک انسان، قائل است. ایده آلیست‌ها همه موجودات و آنچه را که در این جهان درک می‌کنیم، تصورات ذهنی و وابسته به ذهن شخص می‌دانند و معتقدند که اگر من که همه چیز را ادراک می‌کنم نباشم، دیگر نمی‌توانم بگویم که چیزی هست. در حالی که بنابر نظر و عقیده رئالیستی، اگر ما انسان‌ها از بین برویم، باز هم جهان خارج وجود خواهد داشت. به طور کلی یک رئالیست، موجودات جهان خارج را واقعی و دارای وجود مستقل از ذهن خود می‌داند .
باید گفت در واقع همه انسانها رئالیست هستند، زیرا همه به وجود دنیای خارج اعتقاد دارند. حتی ایده آلیست‌ها نیز در زندگی و رفتار، رئالیست هستند، زیرا باید جهان خارج را موجود دانست تا بتوان کاری کرد و یا حتی سخنی گفت .
کلمه رئالیسم در طول تاریخ به معانی مختلفی غیر از معنایی که گفته شد، استعمال شده‌است. مهمترین این استعمال‌ها و کاربردها، معنایی است که در فلسفه مدرسی یا اسکولاستیک(Scholastic) رواج داشته‌است

 

 

سوسیالیسم چیست ؟
جامعه‌خواهی یا سوسیالیسم به انگلیسی اندیشه‌ای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می‌کوشد، جامعه‌ای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته ‌باشند
هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد، مانند مالکیت و ادارهٔ صنایع توسّط شوراهای کارگری، یا غیرمستقیم باشد، از طریق مالکیت و ادارهٔ دولتی صنایع

 

 

کمونیسم چیست ؟
کمونیسم از واژه لاتینی به معنی مشترک یک ایدئولوژی است که می‌کوشد بر اساس مالکیّت مشترک روش‌ها و ابزارهای تولید و در غیاب مالکیت خصوصی یک سازمان اجتماعی ضد دولت‌گرایی فاقد طبقه‌های اجتماعی را ترسیم کند. کمونیسم را شاخه‌ای از مکتب سوسیالیسم می‌دانند. در برخی کشورها که شامل چین و خاور جنوبی هستند کمونیسم را دین و مذهبی نو پایه ابهام می‌دانند .
اشکال اولیه سازمان‌های اجتماعی انسانی در مکتب مارکسیسم به «کمون اولیه» مشهور است. با این وجود، کمونیسم یک نوع سازمان اجتماعی را ترسیم می‌کند. در میان کمونیست‌ها مکتب‌های جدیدی شکل گرفته‌است که می‌توان به مائوئیسم، تروتئیسم، کمونیسم مشورتی، لوگزامبورگیسم، کمونیسم آنارشیست، کمونیسم مسیحی و در نهایت انواع جریان‌های کمونیسم چپ اشاره کرد که دارای تنوع فراوانی است. با این وجود، بقایای مختلف اتحاد جماهیر شوروی (که منتقدان آن را «استالینیسم» می‌نامند) و تفسیر مائویی مارکسیسم-لنینیسم شاخه (مکتب) جدیدی از کمونیسم را تشکیل داده‌اند که در قرن بیستم که ابزار قدرت اصلی کمونیسم در روابط بین‌الملل محسوب می‌شد شاخه ترتئوئیسم دارای چنین قدرت متمایزی نیست .

 

 

رمانتیسم چیست ؟
رُمانتیسم یا رمانتیسیسم یا رمانتیسیزم عصری از تاریخ فرهنگ در غرب اروپا است، که بیشتر در آثار هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی نمایان شد .
رمانتیسم جنبه‌های احساسی و ملموس را دوباره به هنر غرب وارد کرد. هنرمندان رمانتیک آزاد از چهارچوب‌های تصویرگری‌های سنتی، به تحقق بخشیدن ایده‌های شخصی خود پرداختند .
رمانتیسیسم را همان‌طور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر خردمحوری به‌شمار آورد. تمایلی به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رؤیا، به سوی گذشتهٔ تاریخی و به سوی سرزمین‌های ناشناخته. از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته تقسیم می‌شود: یکی دستهٔ خردگرا (به قول نووالیس: جهان اعداد و اَشکال)، و دوم دستهٔ احساسات و یا به‌طور دقیق‌تر، والاترین‌ها و زیبایی‌ها
رمانتیسم در اصل، جنبشی هنری بود که در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم در ادبیات و سپس هنرهای تجسمی، ابتدا در انگلستان و سپس آلمان، فرانسه و سراسر اروپا رشد کرد. رمانتیسم تا حدودی بر ضد جامعهٔ اشرافی و دوران روشنگری (به طور بهتر، عقلانی) بود. گفته می‌شود که ایدئولوژی انقلاب فرانسه و نتیجه‌های آن این طرز فکر را تحت تأثیر خود قرار داد

 

 

رلاتیویسم یا نسبی گرایی چیست ؟
نسبی گرایی نسبى گرایان اخلاقی معتقدند که هیچ حکم اخلاقی ثابت و تغییرناپذیری وجود ندارد و از این جهت وابسته به میل و سلیقه افراد یا قراردادهاى خود آنها است. یکی از ادله نسبی گرایان اخلاقی تمسک به اختلاف ارزش های اخلاقی افراد و جوامع مختلف است؛ مثلا در جوامعی اجساد مردگان را می سوزانند و آن را کار خوبی می دانند ولی برخی جوامع این نوع رفتار با اجساد مردگان را بسیار بد و نادرست می دانند. نسبی گرایان این تنوع موجود در ارزش های خوب و بد جوامع را دلیل بر نسبی بودن احکام اخلاقی می دانند و معتقدند که خوبی و بدی و درستی و نادرستی و بایدها و نبایدهای اخلاقی تماما به سلیقه های فردی و گروهی وابسته است و هیچ بنیان واقعی و ثابتی ندارد. یکی دیگر از ادله نسبی گرایان اخلاقی این است که :‌ گزاره های اخلاقی از نوع گزاره های انشایی اند که در این صورت هیچ خبری از واقعیتی نمی دهند و تنها بیانگر خواست افراد و گروه های جوامع مختلف هستند. این که چیزی خوب یا بد به حساب می آید تنها بستگی به نوع نگرش ها، امیال و احساسات و سلایق شخصی یا گروهی دارد. در این صورت خوبی و بدی و باید و نباید اخلاقی اموری ذهنی،‌ احساسی و شخصی یا قرار دادی است و از این جهت کاملا اموری نسبی می باشند .

 

 

دادا، دادائیسم، داداگری یا مکتب دادا چیست ؟
دادا، دادائیسم، داداگری یا مکتب دادا مکتبی است پوچ گرا و هیچ انگار که در سال‌های پس از جنگ جهانی یکم رواج داشت. در واقع، دادا واکنشی است انقلابی به پیامدهای ناگوار جنگ جهانی یکم و تاثیرات آن. دادائیسم جنبشی فرهنگی بود که به زمینه‌های هنرهای تجسّمی، موسیقی، ادبیّات (بیشتر شعر) تئاتر و طراحی گرافیک مربوط می‌شد. این جنبش در زمان جنگ جهانی اول در شهر زوریخ در کشور سوئیس پدید آمد .

 

 

سورئالیسم یا فرا واقع ‌گرایی چیست ؟
فراواقع‌گرایی یا سوررئالیسم یکی از جنبش‌های هنری قرن بیستم است. سوررئالیسم به معنی گرایش به ماورای واقعیت یا واقعیت برتر است. زمانی که دادائیسم در حال از بین رفتن بود، پیروان آن به دور آندره برتون که خود نیز زمانی از دادائیست‌ها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را پی ریزی کردند. این شیوه در سال ۱۹۲۲ به طور رسمی از فرانسه آغاز شد و فراواقع‌گرایی نامیده شد. این مکتب بازتاب نابسامانیها و آشفتگی های قرن بیستم است .
این جنبش در عمل با انتشار مجلهٔ انقلاب فراواقع‌گرا توسط برتون آغاز شد. سالوادور دالی، رنه ماگریت و لویی آراگون از جمله سوررئالیست‌های مشهور هستند .

 

 

پست مدرنیسم یا فلسفه پسامدرن چیست ؟
فلسفه پست مدرن که ماحصل طرز نگرش پیشگامان مکتب پست مدرن است، به مجموعه پیچیده ای از واکنش هایی مربوط می‌شود که در قبال فلسفه مدرن و پیش فرض‌های آن صورت گرفته اند، بدون آن که در اصول عقاید اساسی کمترین توافقی بین آنها وجود داشته باشد. فلسفه پست مدرن اساساً به معارضه با شالوده گرایی مورد اعتقاد مشترک فلاسفه برجسته قرون شانزده، هفده و هجدهم میلادی می پردازد و آنها را پیش فرض هایی می داند که باید مردود شناخته شده و کنار گذارده شوند .
این فلسفه به شدت تحت تاثیر مفاهیم پدیدارشناسی، ساختارگرایی و اگزیستانسیالیسم و همچنین افکار، آثار و نوشته های گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، سورن کیرکگارد، فردریش نیچه و مارتین هایدگر است. فلسفه پست مدرن اغلب به تردید در مورد تقابل های دوگانه ساده می پردازد .

 

 

مدرنیسم یا نوگرایی چیست ؟
نوگرایی، که از آن به نام‌های تجدد یا مدرنیسم نیز یاد می‌شود، به معنی گرایش فکری و رفتاری به پدیده‌های فرهنگی نو و پیشرفته‌تر و کنار گذاردن برخی از سنت‌های قدیمی است. نوگرایی فرایند گسترش خردگرایی در جامعه و تحقق آن در بستر مدرنیته است. نوگرایی یا مدرنیسم، گستره‌ای از جنبش‌های فرهنگی که ریشه در تغییرات جامعه غربی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم دارد، را توصیف می‌کند. این واژه مجموعه‌ای از جنبش‌های هنری، معماری، موسیقی، ادبیات و هنرهای کاربردی را که در این دوره زمانی رخ داده‌اند، در بر دارد .

 

 

آنارشیسم یا اقتدارگریزی ،سروری ‌ستیزی چیست ؟
اقتدارگریزی ،سروری ‌ستیزی یا آنارشیسم در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به طور کلی جامعه‌ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است. آنارشیسم برخلاف باور عمومی، خواهان «هرج و مرج» و جامعهٔ «بدون نظم» نیست، بلکه همکاری داوطلبانه را درست می‌داند که بهترین شکل آن ایجاد گروه‌های خودمختار است. طبق این عقیده، نظام اقتصادی نیز در جامعه‌ای آزاد و بدون اجبارِ یک قدرت سازمان‌یافته بهتر خواهد شد و گروه‌های داوطلب می‌توانند بهتر از دولت‌های کنونی از پس وظایف آن برآیند . آنارشیست‌ها به طور کلی با حاکمیت هرگونه دولت مخالفند و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت می‌دانند که معایبش کمتر از استبداد سلطنتی است .
آنارشیسم شامل مخالفت با اقتدار یا هر گونه سازمان با ساختار های طبقاتی در هر رابطه انسانی است و به سیستم دولت محدود نمی‌شود و به عنوان یک تئوری بی‌تعصب، آنارشیسم تساوی در بسیاری از جریان های فکری را خواهان است .آنارشیسم یک تئوری جهان بینی خاص ارائه نمی‌دهد و مانند دیگر نظریه ها در حال تغییر است. آنارشیسم خود زیرنحله‌های پرشماری دارد، که جز در یکی دو اصل بنیادین شباهت چندانی با هم ندارند .
مکاتب فکری آنارشیسم می‌تواند اساساً متفاوت باشد، به طور مثال آنارشیسم هر چیزی از فردگرایی مطلق تا جمع‌گرایی کامل را حمایت می‌کند. آنارشیسم معمولاً به عنوان ایدئولوژی چپ رادیکال در نظر گرفته می‌شود و بیشتر اقتصاد آنارشیستی و فلسفه حقوق آنارشیستی از تفاسیر ضد استبدادی کمونیسم، اقتصاد مشارکتی، سندیکالیسم و همکاری متقابل تاثیر گرفته است .

 

 

دموکراسی چیست ؟
مردم‌سالاری یا دموکراسی یک روش حکومتی است برای مدیریت کم خطا بر مردم حق مدار
که در آن فرد یا گروهی خاص حکومت نمی‌کنند بلکه مردم حکومت می‌کنند .گونه‌های مختلف دموکراسی وجود دارد و در جامعه بین‌الملل نیز شاهد چند گانگی دموکراسی هستیم . میان انواع گوناگون دموکراسی، تفاوت‌های بنیادین وجود دارد. بعضی از آنها نمایندگی و قدرت بیشتری در اختیار شهروندان می‌گذارند. در هر صورت اگر در یک دموکراسی، قانونگذاریِ دقیق برای جلوگیری از تقسیم نامتعادل قدرتِ سیاسی صورت نگیرد (برای مثال تفکیک قوا)، یک شاخهٔ نظام حاکم ممکن است بتواند قدرت و امکانات زیادی را در اختیار گرفته، به آن نظام دموکراتیک لطمه بزند. از «حکومت اکثریت» به عنوان خاصیت اصلی و متمایزکنندهٔ دموکراسی نام می‌برند. در صورت نبودِ حاکمیت مسئولیت‌پذیر، ممکن است که حقوق اقلیت‌های جامعه مورد سوء استفاده قرار گیرد (که در آن صورت به آن دیکتاتوری اکثریت می‌گویند) از اصلی‌ترین روندهای موجود در دموکراسی‌های ممتاز می‌توان به وجود رقابت‌های انتخاباتی عادلانه اشاره کرد. علاوه بر این، آزادی بیان، آزادی اندیشهٔ سیاسی، و مطبوعات آزاد از دیگر ارکان اساسی دموکراسی هستند که به مردم اجازه می‌دهند تا با آگاهی و اطلاعات بر حسب علاقهٔ شخصی خود رأی بدهند .

 

سکسیسم تبعیضِ جنسیتی، جنسیت‌زدگی چیست ؟
تبعیضِ جنسیتی، جنسیت‌زدگی یا سکسیزم به‌معنی باور یا نگرشی است که یک جنسیت یا جنس را پَست‌تر از دیگری و درجه‌دوم می‌داند . یامدِ این امر، تبعیض منفی نسبت به انسان‌ها و بر پایهٔ هویتِ واقعی یا فرضی جنسیتی ایشان است. این مفهوم همچنین می‌تواند در اشاره به نفرت یا بدگمانی نسبت به یک جنس –زن‌ستیزی یا مردستیزی– و یا کلیشه‌ای کردنِ مردانگی در رابطه با مردان و زنانگی در رابطه با زنان باشد. تبعیضِ جنسی به طور تاریخی و فرهنگی بیشتر در جهتِ فرودست‌کردنِ زنان و دختران به‌کار رفته است . پیامدِ تبعیضِ جنسیتی می‌تواند بگونه‌های آزار جنسی، تجاوز جنسی و یا انواعِ خشونت جنسی خود را در جامعه نشان دهد.تاکنون زنان و مردانِ بسیاری برای رسیدن به برابری جنسیِ بیشتر، از فمینیسم بهره برده‌اند .

 

 

فاکسیونالیسم چیست ؟
فاکسیون به معنای حزب است. این اصطلاح را “جورج واشنگتن” در آغاز استقلال آمریکا به جای پارتی (حزب) به کار برد. فاکسیونالیسم یعنی حزب پرستی و عقیده به لزوم وجود احزاب سیاسی و اتکاء دولت و حکومت با احزاب عامه که آن را سیستم حزبی (پارتی سیستم) نیز می نامند. در مقابل کمونیسم که تک حزبی است قرار دارد .
فرق پلورالیسم با فاکسیونالیسم آن است که اصطلاح اولی عمومیت دارد و شامل عقیده به لزوم تعدد جمعیت و انجمن ها از هر قبیل اعم از مذهبی و فرهنگی و علمی و سیاسی و اقتصادی می باشد، در حالی که فاکسیونالیسم تنها معتقد به تعداد احزاب سیاسی است .

 

 

ماتریالیسم یا ماده‌باوری چیست ؟
ماده‌باوری یا ماتریالیسمیا ماده‌گرایی به دیدگاهی گفته می‌شود که بر این باور است که هر آنچه در هستی وجود دارد ماده یا انرژی است و همهٔ چیزها از ماده تشکیل شده‌اند و همهٔ پدیده‌ها (از جمله آگاهی) نتیجهٔ برهم‌کنش‌های مادی است. به عبارت دیگر، ماده تنها چیز است و واقعیت عملاً همان کیفیت‌های در حالِ رخ دادنِ ماده و انرژی است . ماتریالیسم یک مکتب فلسفی می‌باشد که در مقابل مکتب ایده‌آلیسم مطرح شده‌است. شاخه‌های مهم آن ماده‌باوری مکانیکی و ماده‌باوری دیالکتیکی می‌باشند. ماتریالیسم مکانیک را فویرباخ بنیان‌گذاری کرد و ماده‌باوری دیالکتیک را مارکس. از دیدگاه مکاتب فلسفی‌ای که حقیقت را منحصر در ماده نمی‌دانند ماده‌باوری ایدئولوژی حس‌گرایی در مقابل عقل‌گرایی است و با رئالیسم در تقابل قرار می‌گیرد؛ و از آنجا که پیش فرض آن منحصر بودن شناخت بر حس پنجگانه و انحصار هستی در ماده است اتفاقاً مکتبی ایده‌آلیسم به حساب می‌آید .

 

 

دُگماتیسم یا جزم‌گرایی چیست ؟
جَزمیت، خشک‌اندیشی یا دُگماتیسم عبارت است از روش اندیشه‌گری غیرانتقادی، غیرتاریخی و متافیزیکی، که بر بنیاد باورهای جزمی روایت شده، یعنی نظرات، برهان‌ها و باورها استوار است، باورهای ثابت را بمثابه حقایق همیشه همان و همه جا درست، می‌انگارد بی این که آن‌ها را در روندهای تاریخیِ شناخته شده مورد آزمون و آزمایش قرار دهد، بی این که بر بنیاد دانش‌های تازه و آموزه‌های عملی نوین به بازبینی درونمایه حقیقت آن‌ها و ارزش معرفتی آن‌ها بپرداز

جزم‌باوری – از دید فلسفی – بیانگر اندیشهٔ غیردیالکتیکی، متافیزیکی است، که بر معارف حاصله – بدون کوچکترین انتقاد – باور می‌آورد، آن‌ها را بطور کلیشه‌ای در شرایط جدید پیاده می‌کند، بدون این که خود به تحلیل و واکاوی آن‌ها بپردازد، بدون اینکه به تعمیم تئوریکی آن‌ها اقدام کند و بدین طریق به پیشرفت معرفتی راستین یاری رساند . دگماتیسم، مشخصه خاص هر مذهب و هر نگرش مذهبی است .
جزم‌باوری به معنای مکتب جزمی است. البته سخن جزمی و قطعی چند نوع است. این اصطلاح را غالباً فقط در یک مورد آن به کارمی برند .

 

 

رادیکالیسم چیست ؟
رادیکالیسم به معنای هواخواهی و طرفداری از «دگرگونی‌های بنیادی» جامعه و نهادهای اجتماعی موجود است. رادیکال، از نظر لغوی به معنای اصل و ریشه است و در علوم اجتماعی به آن اندیشه‌هایی می‌گویند که اقداماتی تند و سخت و ریشه‌ای را در بهبود جامعه خواهانند و دگرگونیهای بنیادی را در امور سیاسی و اقتصادی و اجتماعی طلب می‌کنند .

رادیکالیسم به آئین کسانی نیز اطلاق می‌شود که دارای افکار چپ‌گرا نیز می‌باشند؛ که پس از آنها لیبرال‌ها و میانه‌روها و بعد محافظه‌کاران قرار دارند، و در آن سر طیف سیاسی مرتجعان هستند که متمایل به بازگشت به گذشته هستند .

 

 

آنارکو – سندیکالیسم چیست ؟
آنارکو-سندیکالیسم عبارت است از جنبشی که در پایان سده‌ی نوزدهم پدید آمد و پلی بود میان آنارشیسم و جنبش اتحادیه‌ی کارگری. جنبش در اصل در میان پیروان باکونین ریشه گرفت
این گروه که از اندیشه‌های باکونین رویگردان شده بودند، اتحادیه‌های کارگری را همچون وسیله‌ی مبارزه‌ی طبقه‌ی کارگر و همچنین نهاد اساسی جامعه‌ی پس از انقلاب برگزیدند. در فرانسه این جنبش از میان «سندیکالیسم انقلابی» برآمد که آوازه‌گر آن فرنان پلوتیه (۱۹۰۱-۱۸۶۷)، سازمان دهنده و نظریه‌پرداز جنبش کارگری بود که از مارکسیسم بریده و به آنارشیسم گرویده بود. وی که از ترورگری‌های ناکام انارشیست‌ها در فاصله‌ی ۱۸۹۲-۹۴ سرخورده بود، بر آن شد که اتحادیه‌های کارگری را می‌توان نه تنها همچون سلاحی برای بهبود وضع طبقه‌ی کارگر، بلکه همچنین برای « عمل مستقی» که غایت آن برانداختن سرمایه‌داری است، بکار برد. جنبش آنارکو-سندیکالیسم در جنبش‌های اتحدیه‌ی کارگری در اروپا و امریکا رخنه کرد، ولی در اسپانیا بود که چهره‌ی آنارشیستی به خود گرفت، ولی در انگلستان و فرانسه با مخالفت اتحادیه‌های کارگری موجود روبرو شد .

 

 

سکولاریسم چیست ؟
سکولاریسم عقیده‌ای است، مبنی بر جدا شدن نهادهای حکومت و کسانی که بر مسند دولت می‌نشینند، از نهادهای مذهبی و مقام‌های مذهبی. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. مفاهیمی مانند جدایی دین از سیاست، جدایی کلیسا و حکومت در آمریکا، و لائیسیته در فرانسه بر پایه سکولاریسم بنا شده‌اند.
اهداف و استدلال‌ها برای قبول سکولاریسم بسیار گسترده‌اند. در لائیسیته اروپایی بحث گردیده که سکولاریسم یک جنبش به سوی مدرنیته و دور شدن از ارزش‌های دینی است. برخی استدلال می‌کنند که سکولاریسم در آمریکا بیشتر به حفظ دین از حکومت پرداخته و در زمینه اجتماعی کم‌کارتر بوده‌است . سکولاریسم را نخستین شاخصه‌ی دوره‌ی مدرنیته خوانده‌اند. در میان کشورها جنبش‌های سیاسی گوناگون سکولاریسم را به دلایل مختلف پشتیبانی می‌کنند .

 

 

پلورالیسم یا تکثرگرایی چیست ؟ 

[ 5 شاخه دارد ]

تکثرگرایی علمی
روش علمی یا به عبارت دقیقتر روش اثبات تجربی یک پدیده به گستره‌ای از روش‌ها اشاره دارد که برای بررسی پدیده‌ها، دست یافتن به دانش نوین، یا بازسازی و درهم آمیزی دانش‌های پیشین به‌کار می‌رود. یک روش پژوهشی برای این‌که علمی به‌شمار آید باید بر پایه داده‌های مشاهده‌پذیر، تجربی و اندازه‌گیری شونده ساخته شده‌باشد و از یک رشته بنیادهای روشن استدلالی پیروی کند. به دیگرسخن، در روش دانشورانه، داده‌ها از راه مشاهده و آزمایش گردآوری می‌شوند، و پس از آن تدوین (فرمول‌بندی) شده و با فرضیه‌های موجود سنجیده می‌شوند. با این‌که رویه‌ها در شاخه‌های گوناگون بررسی دانشوارانه ناهمسانی‌هایی دارند ولی شناسه‌های ویژه‌ای وجود دارند که روش دانشوارانه را از روش‌های دیگر دانش جدا می‌کنند. پژوهشگران علمی، برای آشکارنمایی یک پدیده انگاره‌هایی را پیش کشیده و سپس پژوهش‌های تجربی را برای آزمودن این انگاره‌ها برنامه ریزی می‌کنند

تکثرگرایی دینی
پلورالیسم (کثرت‌انگاری) نسبت به دین، نظریه‌ای است که برخی از دانشمندان و متکلمین غربی با تأثیرپذیری از دیدگاه خاصی در پاسخ به بعضی مسائل عقیدتی و همچنین برای حل برخی از مشکلات اجتماعی ارائه می‌دهند
پلورالیسم دینی در دهه‌های اخیر با کار جان‌هیک در جهان مسیحی بالا گرفت. ایشان می‌دید که بسیاری از غیر مسیحیها تحت تأثیر ادیان دیگر، انسان‌هایی پاک و بی‌آزار بار آمده‌اند، بنابراین گفت: پس نگوئیم که مسیح خداست و فقط به‌وسیله او می‌توان به بهشت رسید! چرا که اگر قرار باشد تنها گروه مسیحیان به بهشت بروند، پس عمل خیر بقیه چه می‌شود؟
اصطلاح شناخته شده پلورالیسم ماخوذ از فرهنگ غربی است و ابتدا در سنن کلیسایی مطرح بود؛ در مورد شخصی که دارای چند منصب کلیسایی بود اصطلاح پلورالیسم را به کار می‌بردند. اما امروزه در عرصه فرهنگی بدین معنی است که در یک عرصه فکری و مذهبی، عقاید و روش‌های گوناگونی مورد قبول باشد . از همین‌جاها بود که بحث پلورالیسم دینی مطرح شد. بنابراین، مفاد پلورالیسم دینی از آثار و کشفیات عصر جدید است

تکثرگرایی سیاسی
تکثرگرایی سیاسی یک نوع نگرش فلسفی و سیاسی است که در فرم پایه‌ای بیانگر تنوع در افکار و پذیرش نظرات متعدد است

تکثرگرایی (فلسفه)
تکثرگرایی فلسفی از نظر تاریخی به نوعی اندیشه مابعدالطبیعی اطلاق می‌شود. براساس این طرز تفکر که در مقابل یگانه‌انگاری (مونیسم) است، واقعیت را نمی‌توان تک عنصری و مبتنی بر یک جوهر (جوهر فرد) دانست. عناصر اصلی تشکیل دهنده حقیقت هستی دو و یا چند عنصره می‌باشند. در تاریخ فلسفه به نحله‌ها و مکاتب متفاوتی برمی‌خوریم که سیستم مابعدالطبیعی خود را براساس این طرز تفکر بنا نهاده‌اند .

مکتب چندگانه‌گرایی

مکتب چندگانه‌گرایی یکی از مکاتب فلسفی پیشاسقراطی بود که درصدد وحدت‌بخشی به پاسخ‌های افراط‌گرایانهٔ هراکلیتوس و الئاییان به مسئلهٔ ثبات و تغییر برآمد .
وجه اشتراک چندگانه‌گرایان در باور به عناصر و ریشه‌های گوناگون برای مواد و ردّ یگانه‌انگاری بود. امّا آنچه که ایشان را از هم متمایز می‌کند، تعداد ریشه‌های اولیه و ساختار هر مادّه‌است .
آناکساگوراس تعداد ریشه‌ها را به طور نامحدود بالا برد. می‌گفت همهٔ مواد شامل همهٔ ریشه‌ها و عناصر اولیّه هستند؛ امّا هر مادّه‌ای را که درنظر بگیریم، آن عنصری جلوه می‌کند که آن مادّه از آن بیش از سایر عناصر بهره برده‌است. مادّه تا بی‌نهایت بخش‌پذیر است، اما حتّی کوچک‌ترین ذرهٔ مادّه شامل همهٔ عنصرهاست .
به نظر امپدوکلس، ریشه‌های اولیّه همان عناصر اربعه هستند که جاویدانند، ولی ممکن است به نسبت‌های مختلفی با هم آمیخته شوند و مواد مرکبی را که ما در طبیعت می‌بینیم، به وجود آورند. تغییر، تجلّی درآمیختن و جداشدن مواد است. «مهر» عنصرها را به درآمیختن با هم، و «ستیزه» یا «کین» عنصرها را به گسستن دوباره از هم وا می‌دارد. مهر و کین نیز عنصرهایی مادی اند .

 

 

لائیسم چیست ؟
لائیسم ، نظریه‌ای است که در توصیف یک شخص، سازمان و کشور، در تقابل با وصف دینی، ایمانی و اعتقادی قرار می‌گیرد. معتقدان به این مفهوم، بر این باورند که اداره نهادهای اجتماعی و انجام کارکردهای مدنی بویژه کارکردهای قضایی و آموزشی شایسته افراد غیرروحانی و سکولار است. عدم اعتنا و مخالفت با مذهب و روحانیون مذهبی، پس از عصر رنسانس در اروپا و بر ضد اختناق مذهبی قرون وسطی و دخالت کلیساها در همهٔ امور جامعه شکل گرفت و پس از آن در غالب کشورهای اروپایی و دیگر کشورها فراگیر شد .

 

 

دئیسم چیست ؟
دادارباوری یا خداانگاری این باور است که خدا وجود دارد و به عنوان یک آفریننده و دادار، گیتی فیزیکی را خلق کرده‌است؛ اما در عملکرد آن مداخله نمی‌کند. دادارباوری مرتبط با فلسفه دینی و جنبشی است که وجود خدا را از عقل استنتاج می‌کند. دادارباوری درباره این که خدا در خارج از گیتی چه انجام می‌دهد، هیچ‌گونه موضع‌گیری نمی‌کند. این برخلاف اصل اعتمادگرایی در دین‌های اسلام، مسیحیت، زرتشتی و یهودیت است که بر وحی در کتاب‌های مقدس تکیه می‌کنند .
خداانگاران بیشتر وقایع فراطبیعی را مانند معجزه و پیشگویی رد می‌کند و معتقد هستند که خدا در زندگی انسان‌ها و قوانین طبیعی گیتی مداخله نمی‌کند. آن‌چه که آئین‌های سازمان‌دهی‌شده وحی و کتاب آسمانی می‌نامند خداانگاران تفسیرهای افراد دیگر می‌دانند. به باور خداانگاران بزرگ‌ترین هدیه‌ای که خدا به انسان داده‌است دین نیست بلکه قدرت استنتاج است .

 

 

لیبرالیسم چیست ؟
لیبرالیسم در معنای لغوی به معنی آزادی خواهی می‌باشد و به آرایه وسیعی از ایده‌ها و تئوری‌های مرتبط دولت اطلاق می‌شود که آزادی شخصی را مهم‌ترین هدف سیاسی می‌داند
لازم است ذکر شود استفاده از کلمه لیبرال برای اشاره به اشخاص به معنای پیروی آن شخص از مکتب لیبرالیسم بوده و لزوماً معنای لغوی آن منظور نمی‌شود .
لیبرالیسم مدرن در عصر روشنگری ریشه دارد. به صورت کلی، لیبرالیسم بر حقوق افراد و برابری فرصت تأکید دارد. شاخه‌های مختلف لیبرالیسم ممکن است سیاست‌های متفاوتی را پیشنهاد کنند، اما همه آن‌ها به صورت عمومی در مورد چند قاعده متحد هستند، از جمله گسترش آزادی اندیشه و آزادی بیان، محدود کردن قدرت دولت‌ها، نقش قانون، تبادل آزاد ایده‌ها، اقتصاد بازاری یا اقتصاد مختلط و یک سیستم شفاف دولتی. همچنین همه لیبرال‌ها – همین‌طور بعضی از هواداران ایدئولوژی‌های سیاسی دیگر – از چند فرم مختلف دولت که به آن لیبرال دموکراسی اطلاق می‌شود، با انتخابات آزاد و عادلانه و حقوق یکسان همه شهروندان توسط قانون، حمایت می‌کنند .

 

 

آریستوکراسی یا نخبه‌سالاری چیست ؟
منظور از نخبه ‌سالاری یا آریستوکراسی نظریه و عمل گروهی نخبه در امر حکومت است. این گروه معمولاً امتیازات موروثی دارند و از نظر فرمانروایی شایسته‌ترینِ همه قلمداد می‌شوند. این معنی اصلی اصطلاح است که حاوی توجیهی اخلاقی برای حاکمیت چنین نخبگانی است.[نیازمند منبع] پیدا کردن معیارهای پذیرفتنی برای همگان که براساس آنها بتوان گفت گروه «بهین» در یک جامعه‌ی معین، چه کسانی هستند، البته بسیار دشوار است و عملاً هم چنین معیارهایی را به ندرت به کار گرفته‌اند .
ارسطو میان اشراف‌سالاری و نخبه‌سالاری با عبارات زیر فرق گذاشته بود: ” انتخاب بر اساس ثروت، اشراف‌سالاری است؛ و انتخاب بر اساس شایستگی، نخبه‌سالاری .همچنین ارسطو بر این عقیده بود که هنر (یا فضیلت) معرف نخبه‌سالاری است همان گونه که ثروت معرف اشراف‌سالاری و آزادی معرف مردم‌سالاری است . ” با این وجود در بسیاری موارد کلمه‌ی نخبه‌سالاری با اشراف‌سالاری مترادف فرض می‌شود .

 

 

اومانیسم یا انسان‌گرایی یا اُمانیسم چیست ؟
انسان‌گرایی، اومانیسم یا اُمانیسم جهان‌بینی فلسفی و اخلاقی است که با نفی هرگونه ماوراءالطبیعه بر خردگرایی و روش علمی تکیه می‌زند .
واژهٔ اُمانیسم، نهضت فرهنگی فکری است که در خلال دوران تجدید حیات فرهنگی (رنسانس) به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجستهٔ یونانی و رومی پدید آمده‌است .

 

 

اندیویدوالیسم چیست ؟
فلسفه اصالت فرد، فلسفه فردیت ، روش فکری که معتقد به آزاد گذاشتن فرد در جمیع امور و شئون است بدون آنکه مصالح جمع این آزادی را محدود نماید . و حکومت در وضع قانون اصالت را به فرد داده و جامعه در این نوع تفکر فرع است و این نوع دیدگاه معتقد است که جامعه به خاطر فرد به وجود آمده نه فرد برای جامعه و لذا وجدان اجتماعی در این نوع تفکر معنا و مفهومی خیالی و غیر انسانی است .
کولکتیویسم و توتالیتاریانیسم دو دیدگاه مخالف اندیویدوالیسم است .

 

 

رفرمیسم چیست ؟
اصلاح طلبی به جریان سیاسی گفته می‌شود که انجام تغییر در جامعه را از طریق انجام اصلاحات در قوانین و سیاست‌ها و نه از طریق انقلاب و تعویض حکومت، تبلیغ می‌کند .
اصلاح‌ طلب :
کسی که خواستار تغییر در بخش‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه است بدون آن‌که در اساس جامعه دگرگونی ایجاد شود یک اصلاح طلب است .

 

 

اگزیستانسیالیسم چیست ؟
اگزیستانسیالیسم یا هستی‌گرایی یا خودگوهرگری اصطلاحیست که به کارهای فیلسوفان مشخصی از اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم اعمال می‌شود که با وجود تفاوت‌های مکتبی عمیق در این باور مشترک اند که اندیشیدن فلسفی با موضوع انسان آغاز می‌شود نه صرفاً اندیشیدن موضوعی  در هستی‌گرایی نقطه آغاز فرد به وسیله آنچه «نگرش به هستی» یا احساس عدم تعلق و گمگشتگی در مواجه با دنیای به ظاهر بی‌معنی و پوچ خوانده می‌شود مشخص می‌شود .

 

 

پوزیتیویسم یا اثبات‌ گرایی چیست ؟
اثبات‌گرایی (یا پوزیتیویسم یا تحصل‌گرایی) هر گونه فلسفه علم بر اساس این دیدگاه است که در علوم طبیعی و اجتماعی، داده‌های برگرفته شده از «تجربه حسّی» [و تلقی منطقی و ریاضی از این داده‌ها]، تنها منبع همه معرفت‌های معتبر است. داده‌هایی که می‌توان از راه حس‌ها به دست آورد را «شواهد تجربی» گویند. اثبات‌گرایی اصطلاحی فلسفی است که حداقل به دو معنیِ متفاوت به کار رفته‌است. این اصطلاح در قرنِ هجدهم توسطِ فیلسوف و جامعه‌شناسِ فرانسوی [اگوست کنت] ساخته شده و به کار رفت. کنت بر این باور بود که جبری تاریخی بشریت را به سمتی خواهد برد که نگرشِ دینی و فلسفی از بین رفته و تنها شکل از اندیشه که باقی می‌ماند متعلق به اندیشهٔ قطعی و تجربی علم است. در این عصرِ جدیدِ تاریخ، نهادهایِ اجتماعیِ مربوط به دین و فلسفه از بین خواهد رفت .

 

 

موبوکراسی چیست ؟
حکومت رجاله ها ومردم عوام که غالبادرخلال بحرانهاوشورشها به طور موقت تشکیل می شود .

 

 

فمینیسم چیست ؟
فمینیسم مجموعه‌ای از واکنش‌ها و ایدئولوژی‌ها برای ایجاد کردن بسترهای دفاع از حقوق برابر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای زنان و همچنین ایجادِ فرصت‌های برابر برای زنان و دختران در آموزش و پرورش، اشتغال و دیگر زمینه‌های زندگی است
فعالینِ حقوقِ زنان باور دارند که جنسیت در زندگی انسان‌ها عاملی تعیین کننده است که جایگاهِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادیِ افراد بر اساس آن شکل می‌گیرد. فمینیسم بیش‌ترین تمرکزِ خود را معطوف به تهدیدِ نابرابری‌های جنسیتی و پیش‌بردِ حقوق، علایق و مسایل زنان کرده‌است. فمینیسم عمدتاً از اواخر قرن ۱۸ میلادی پدید آمد. زمانی که مردم به طور گسترده‌ای این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مرد محور، سرکوب می‌شوند. بخشی از حقوقِ زنان دربرگیرندهٔ این موارد می‌شود .

 

 

مولتی پارتیسم یا چند حزبی چیست ؟
به معنای چند حزبی است که در دموکراسی غرب تولد یافته است و در نظام سیاسی احزاب متعدد وجود دارد که در قدرت سهیم هستند، و هیچ یک از این احزاب به اکثریت مطلق دست پیدا نمی کند، و کشور بر اساس چند حزبی اداره می‌گردد. و گاهی هم احزاب متعدد برای آنکه کرسی های بیشتری را در پارلمان به دست آورند، دست به ائتلاف می زنند. اما ائتلاف دائمی نیست ولی تعداد احزاب هم موجب ضربه به اقتدار ملی نمی شود .

 

 

فئودالیسم چیست ؟
فئودالیسم یک سازمان بزرگ اجتماعی و اقتصادی و سیاسی است که در بسیاری از نقاط اروپا و خاور دور و خاور میانه در قرون وسطی، قبل از تشکیل دولت های ملی جدید وجود داشته است.
خصلت عمده در فئودالیسم آن است که از طرف شاه هر قسمت از اراضی بزرگ به تصرف اشراف به نام فئودال در می‌آید، و آن زمین های بزرگ از طرف فئودال یا نمایندگانشان به کشاورزان اجاره داده می شود. و اشراف هم در مقابل این اجاره نسبت به کشاوزان آن منطقه اختیارات قضائی و حکومتی و مالی و سیاسی داشتند .
ولی در زمان حاضر فئودالیسم به کشوری گفته می شود که عده ای از اشراف و مالکین املاکی را مالک می باشند و کشاورزان از حقوق سیاسی محروم اند، و یا به مقداری کم ازحقوق سیاسی و کشور بهره مند هستند .

 

کاپیتالیسم چیست ؟
کاپیتالیسم روشی است که در آن وسائل عمده تولید به کمک سرمایه های شخصی فراهم شده و اموال به مالکیت صاحبان سرمایه باقی می ماند. در کاپیتالیسم کارگران به عنوان روز مزد اجیر صاحبان سرمایه اند، و تمام قدرت مالی در دست اشخاص معدودی در جامعه خواهد بود. در مقابل کاپیتالیسم، کمونیسم و لنینیسم و استالینیسم قرار دارد .

 

 

ناسیونالیسم چیست ؟
عبارت است از اعتقاد به برتری یک ملت و قوم بر تمام ملل و اقوام دیگر و لزوم وفاداری مطلق و بدون هیچ قید و شرطی نسبت به قوم و ملت خود، و مباهات کردن هر قوم و قبیله نسبت به فرهنگ و زبان و نژاد خودش. بنابراین ناسیونالیسم (ملی گرایی) خود را از همه برتر و دیگران را پایین تر از خود می داند، که به ناسیونالیسم اقتصادی و سیاسی تقسیم می شود .

 

 

انتر ناسیونالیسم چیست ؟
در برابر ناسیونالیسم، انترناسیونالیسم قرار دارد که معتقد است خیر و سعادت بشر اقتضا می کند که ملت ها بدون در نظر گرفتن تعصب های قومی با هم همکاری داشته باشند .

 

 

پوپولیسم یا عوام‌گرایی چیست ؟
عَوام‌گرایی یا پوپولیسم آموزه و روشی سیاسی است در طرفداری کردن یا طرفداری نشان دادن از حقوق و علایق مردم عامه در برابر گروه نخبه.[۱] در قرن بیستم بیشتر جنبش‌های «عامه‌گرا» با جنبش‌های آمریکای لاتین و هند شناخته می‌شد اما از دهه ۱۹۸۰ به بعد این جنبش‌ها در کشورهای کانادا، ایتالیا، هلند، اسکاندیناوی و ایالات متحده نیز درجاتی از موفقیت را به‌دست آورده است .

 

 

پوژادیسم چیست ؟
مجموعه فعالیت‌ها و اقداماتی است که «پی‌یر پوژاد» آن را راهبری می‌کرد؛ جنبشی که به شدت پوپولیستی بود و مطالبات آن عبارت بود از: مخالفت با مالیات‌گیری دولت، مخالفت با سلطه پاریس و همچنین بروکراسی و حکومت سیاستمداران! لوپن یکی از کسانی بود که به نمایندگی از این جنبش و حزبی که پوژاد ایجاد کرده بود .

 

 

مارکسیسم چیست ؟
مارکسیسم مکتبی سیاسی و اجتماعی است که توسط کارل مارکس، فیلسوف و انقلابی آلمانی در اواخر قرن نوزدهم ساخته شد. فردریش انگلس نیز از شکل‌دهندگان مهم به اندیشه مارکسیسم بوده‌است و مارکسیست‌ها با اصول کلی اندیشه او نیز موافق هستند
اساس مارکسیسم آن طور که در «مانیفست کمونیست» (نوشته مارکس و انگلس) بیان شده‌است بر این باور استوار است که تاریخ جوامع تاکنون تاریخ مبارزه طبقاتی بوده‌است و در دنیای حاضر دو طبقه، بورژوازی و پرولتاریا وجود دارند که کشاکش این دو تاریخ را رقم خواهد زد .

 

 

لنینیسم چیست ؟
لنینیسم در فلسفۀ مارکسیستی، بدنۀ نظریۀ سیاسی برای سازمان سیاسی حزب پیشتاز انقلابی و دستیابی به دیکتاتوری پرولتاریا، به عنوان پیش درآمد سیاسی تأسیس سوسیالیسم است. لنینیسم که توسط ولادیمیر لنین انقلابی روس و رهبر شوروی توسعه داده شد و به نام وی نیز نامیده شد، تئوری های سیاسی و اقتصاد سوسیالیستی را شامل می شود که از مارکسیسم و نیز تفاسیر لنین از تئوری مارکسیستی برای کاربرد عملی آن با شرایط اجتماعی-سیاسی روسیۀ دهقانی در اوایل سدۀ بیستم بسط پیدا کرد. در فوریۀ ۱۹۱۷ به مدت ۵ سال، لنینیسم برنامۀ روسی اقتصاد مارکسیستی و فلسفۀ سیاسی بود که از سوی حزب بلشویک، حزب پیشتازی که مبارزه برای استقلال سیاسی طبقۀ کارگر را رهبری می کرد، به اجرا درمی آمد
اندیشه لنین در نزد برخی به عنوان «مارکسیسم دوران امپریالیسم یا آخرین مرحله سرمایه داری» به شهرت رسید و به عنوان شالوده نظری انترناسیونالیسم پرولتری و کارپایه ایدئولوژیک بسیاری از احزاب و جنبش‌های کمونیستی جهان شناخته شد .

 

 

نازیسم چیست ؟

نازیسم خلاصه عبارت ناسیونال سوسیالیسم است. نازیسم به مجموعه ایدئولوژی‌های حزب نازی اطلاق می‌شود. نازیسم را می‌توان شکلی از فاشیسم دانست که نژادپرستی نیز به اصول آن افزوده شده‌است .

 

 

برای تکمیل مطلب لطفا توضیحات مکاتب دیگر را در قسمت دیدگاه ها ارسال کنید

موفق و پیروز باشید ..

در هم شکستن بنیان آتئیسم – نقد بر خدانابوران

در هم شکستن بنیان آتئیسم - نقد بر خدانابوران

 

در هم شکستن بنیان آتئیسم – نقد بر خدانابوران

در هم شکستن بنیان آتئیسم - نقد بر خدانابوران

 

آتئیسم و خداناباوری : خرافات عصر مدرن
عقیده بنیادین آتئیست های مدرن مانند ریچارد داوکینز، کریستوفر هیچنز، دنیل دنت و سم هریس بر این است که قرن هاست که بین دین و علم، جنگی بر قرار است که در این جنگ، دین همواره
شکست خورده و در این مقطع از تاریخ بشر، علم سکولار کاملاً غالب گشته و دیگر دلیلی وجود ندارد که یک فرد عقلانی و تحصیل کرده، توجهی به دین داشته باشد . اما آقای ادوارد فسر در کتاب “آخرین خرافات” ، نوشته است که چنین جنگی بین دین و علم اصلاً وجود نداشته است بلکه آنچه که وجود دارد، اختلاف بین دو مفهوم فلسفی در مورد نظم جهان است .در دیدگاه سنتی فلاسفه تئیست مانند افلاطون، ارسطو، آگوستین و آکویناس، جهان هستی دارای
هدف است. اما در دیدگاه مکانیکی فیلسوف هایی مانند دکارت، هابز، لاک و هیوم، جهان هستی دارای هدف نیست . این دیدگاه مکانیکی هرگز بوسیله علم ایجاد نشده است و علم بر اساس روش آزمایش ومشاهده نمی تواند چنین دیدگاهی را اثبات کند بلکه آتئیست ها تفسیرشان از یافته های علمی راعلم نام نهادند.

 

این یکی از انتقادهای اصلی از آتئیست هاست که در بیان عقاید خود مبنی بر عدم وجود خدا، هیچ آزمایش و شواهد عینی را ارائه نمی دهند اما از طرف دیگر می گویند که “آتئیسم یک عقیده نیست ” بلکه مبتنی بر شواهد علمی است. آنچه که عقیده نیست، یک قانون علمی است که حتی یک استثناء هم ندارد مانند اینکه هر بافت زنده ای دارای سلول است. اگر در مورد یک قانون علمی، حتی یک استثناء پیدا شود، آن قانون باید مورد بازنگری قرار گیرد .
آتئیسم یک نظریه است مانند بسیاری از نظریه های دیگر که هنوز اثبات علمی برای آن صورت
نپذیرفته است مجله وال استریت ژورنال 2در سال 2002گزارشی را منتشر کرد که بر اساس نظر
سنجی گالوپ از آمریکائی ها، اولین تاثیری که آتئیسم بر افراد می گذارد این است که عقل سلیم را از دست می دهند و واقعیت را نمی توانند ببینند . در این گزارش ذکر شده است که با وجود آنکه آتئیسم، افراد را دین ستیز می کند تا انسانهایی باهوش، عقلانی، شکاک و روشنفکر بسازد اما باعث می شود که آنها به چیزهای مهمل اعتقاد پیدا کنند که این موضوع منجر به خرافات زدگی توده مردم می شود آتئیسم بیان می کند که اعتقاد به معجزه، زندگی پس از مرگ، شفای ایمانی، فرشتگان، شیطان و خدا، خرافاتی بیش نیستند.
اما آتئیسم در مورد شواهد مستندی که در مورد بیماران شفا یافته از ایمان، کسانی که خاطرات
زندگی قبلی شان را به درستی بیان کرده اند، افرادی که از طریق رویا و یا شهود به پیشگوئی دقیق آینده دست زده اند، معجزاتی که از خدامردان عصر حاضر و در حضور هزاران نفر و دوربین های متعدد صورت پذیرفته و …. چه توجیه علمی ارائه داده است؟ خرافات را می توان عقیده ای که دانست که مبتنی بر واقعیت و یا دلیل نباشد.

 

با این تعریف اگر اعتقادات آتئیسمی خرافات نیست، چه نام دیگری می توان بر آن نهاد؟
برخی تعاریف به نقل از ویکی پدیا که علی ظاهر مورد علاقه آتئیسم ها می باشد :
بی خدایی یا خداناباور: در معنای عام، رد اعتقاد به وجود خدایان است. در معنایی محدودتر، بیخدایی این موضع است که هیچ خدایی وجود ندارد اما همه چیز اینجا ختم نمی شود . آتئیسم ها بر این عقیده اند که چون روش های شناختی ما یک روش حسی و یا تجربی هست و انچه در چنگال این هواس باشد میتوان حس کرد پس از انجا که ما قادر به دریافت ماورا نیستم پس ماوراالطبیعه و جهان ملکوتی را رد می کنیم . البته نکته اینجاست که ایشان دلیل بر رد خدا و عالم ملکوت میاورند . یعنی به نفی و انکار ان میپردازند و در این راه دست به دامان دلایلی میزنند . و یک سری تعاریف و دلایل به اصطلاح روشنگر میاورند .
سوال اینجاست که انسان وقتی میتواند دلیل بیاورد که مفهوم یک امر برایش روشن باید و به اصطلاح از معلوم به مجهول برود و دست به روشنگری بزند . یعنی باید حداقل شناخت را داشته باشد . تعارض این عقیده دقیقا اینجا مشخص میشود که : شما که اعتقاد به عدم وجود دارد و دست به انکار عالم ملکوت میزند این شناخت از عالم ملکوت را از کجا کسب کرده اید ؟؟ مگر میشود چیزی که به قول خودتان در فهم و درک انسان نمیگنجد را نسبت به ان شناخت حاصل کرد و استدلال بیاوریم؟؟ انکار و رد و یا اثبات ماورا الطبیعه نیاز به شناخت ان دارد . هر گونه صحبت کردن نیاز به شناخت دارد .
در واقع هر نوع تصمیم کیری منفی و یا مثبت در باره عالم ملکوت نیاز به شناخت ان دارد و شناخت
یک چیز ممکن نیست مگر انکه ان چیز وجود داشته باشد. پس درواقع انکار و تصمیم گیری در باره رد کردن ماورا یک محال عقلی هست . مثله این هست که مثلا بگوییم آن سنگی که انجا وجود دارد وجود ندارد .
تضاد و تناقص در بین اتئیسم ها تا انجا پیش می رود که یکی از خداناباور ترین فلاسفه اروپا یعنی
ریچارد داوکینز در مناظره ای که اخیرا با دکتر روآن ویلیامز اسقف کانتربری انگلیس در دانشگاه آکسفورد در جواب سوالی گفته است که “او کمتر از ۰00درصد اطمینان دارد که خالقی وجود ندارد..”…….. این در حالی است که داوکینز در کتاب «توهم وجود خدا» به تفصیل دلایل رد وجود خدا و عدم نیاز به وجود خالق را بیان نموده است. وی ادامه داد” اما از آنجاییکه اثبات وجود یا عدم وجود یک چیز ماورای طبیعی (همچون خدا) به طریق علمی غیر ممکن است”،
این تناقض و شکست باعث شد که اتئیسم ها در برابر عالم ملکوت یک قدم به عقب برگردند و مانند قبل این چنین با جسارت دست به انکار خدا نبرند و ناچارا اقرار به ندانم گرایی کردند و به پناهگاه فلسفه ی ندانم گرایی روی اوردند .

ندانم گرایی چیست :
ندانم*گویی، لاادری گری، یا مسلک لاادریه، دیدگاهی فلسفی است که دانستن درستی یا
نادرستی برخی ادّعاها به*طور ویژه ادّعاهای مربوط به امور فراطبیعی مانند الهیات و زندگی پس از
مرگ و وجود خدا و موجودات روحانی و یا حتی حقیقت نهایی را نامعلوم می داند. لاادری گری.
بدین وسیله فلسفه ی اگنوستیک ایجاد شد . agnostic هم از ترکیب یونانی-لاتین gnostos به معنی شناخت تشکیل شده است، و همانطور که از ظاهر آن پیداست، به نوعی در برابر شناخت قرار می گیرد. معمولا آن را به لاادری گر معنی می کنند، به معنی “نمیدانم گرا”.
خداناباوری یا اتئیسم به معنی نداشتن اعتقاد به خداست اما ندانم*گرایی یا اگنوستیک به معنی
نداشتن دانش و دلیل کافی در اثبات وجود خداست.

راسل در تعریف ندانم گرای می گوید :
به عنوان یک فیلسوف، اگر بخواهم برای شنونده*های فلسفی محض سخن بگویم باید بگویم که خود را یک ندانم*گرا توصیف می*کنم چرا که فکر نمی*کنم برهانی قاطع وجود داشته باشد که کسی بتواند اثبات کند که خدایی وجود ندارد.
در بین نمیدانم گرا ها عده ای ایجاد شدند که به نمیدانم گرای ضعیف مشهور شدند که علی ظاهر معقول تر و با احتیاط تر بودند و چنین میگفتند :
این که وجود یا عدم وجود خدا در حال حاضر ناشناخته*است اما به الزام غیر قابل شناسایی نیست.
بنابراین تا وقتی که شواهدی وجود ندارد این باور را نگه خواهد داشت. یک ندانم*گرای ضعیف
می گوید”نمی دانم خدایی وجود دارد یا نه اما ممکن است روزی شواهدی برای وجودش بیابیم”
لذا الزاما هر گونه سلاح برای انکار خدا از دست خداناباوران بیرون کشیده میشود کرد لذا چه به خدا ایمان داشته باشیم و چه نداشته باشیم چون که فعلا شناختی از ان نداریم هر گونه قضاوت در باره ی ملکوت ممکن نیست تاجایی که حتی این امکان را دادند که ممکن است روزی خدا را بتوان اثبات کرد .
در این پرتو تفاوت شخصی که به خدا اعتقاد دارد ولی خدا را نمیشناسد به شخصی که به خدا اعتقاد ندارد ولی باز خدا را نمیشناسد نزدیک تر شد در این سیر فلسفی خداناباوران چنان به خداباوری نزدیک شدن که باوری دیگر به نام خداباوری ندانم گرا ایجا شد . خداباوری ندانم*گرا دیدگاهی فلسفی است که خداباوری و ندانم*گرایی را دربرمی*گیرد. یک خداباور تا ندانم*گرا به وجود حداقل یک خدا اعتقاد دارد، ولی معتقد است که پایه این گزاره ناشناخته یا ذا
ناشناختنی است. خداباور ندانم*گرا ممکن است نسبت به ویژگی*های خدایی که به آن معتقد است نیز ندانم*گرا باشد.
لذا بران شدیم که یک تفکر متناقص با نانم اتئیسم چنان بنیان سستی دارد که خود به خود در هم
میشکند و مصداق ان ایه از قران می شود که می فرماید :

محققان آمریکایی : بیخدایان مشکل روانی دارند
دیلی میل، گزارشی از یک تحقیق جدید راجع به دین، دینداران و بیخدایان ارائه داده است،[ ]۰که به
مطالعه و بررسی آن میپردازیم:

 

آیا شما بیخدا هستید ؟ پس احتمالاً شما بیمار روانی هستید.

طبق تحقیقات، بیخدایان فاقد حس
همدلی هستند و دینداران از هوشمندی کمتری برخوردار هستند. محققان بین اعتقاد به خدا و
داشتن تفکر انتقادی مطالعه کردهاند. تحقیقات نشان میدهد که بیخدایان به احتمال زیاد روانی
هستند و دینداران هوشمندی کمتری دارند.
تحقیقات همچنین نشان میدهد که تقابل علم و دین، ریشه در ساختار مغز دارد.
اگر شما به خدا یا یک روح جهانی اعتقاد ندارید، طبق تحقیقات جدید به احتمال زیاد بیعاطفه و
غیرعادی هستید. بیخدایان خصیصههایی از خود بروز میدهند که در بیماران روانی بیشتر دیده
میشود و این خصایص در دینداران کمتر دیده میشود؛ اما بااینحال، دینداران دیدگاه انتقادی کمتری
دارند ازاینرو کمتر هوشمند هستند. افراد مذهبی نسبت به همنوعان خود دلسوزترند. محققان بر این باورند که یافتههای آنها کمک میکند تا توضیح دهند چرا زنان که دلسوزی بیشتری دارند، مذهبیتر نیز هستند.
محققان دانشگاه کیس وسترن رزرو ( )Case Western Reserve Universityیکی از دانشگاههای
ایالاتمتحده آمریکا در کلیولند اوهایو و دانشگاه باسون ( )Babson Collegeدر ماساچوست آمریکا،
معتقدند که تقابل بین علم و دین ممکن است ریشههای آن در ساختار مغز باشد.
اسکن مغز و آزمایشها نشان میدهد که مغز دو شبکه فعال دارد که بخشی از آن تحلیلی و انتقادی
است و بخش دیگر اجتماعی و عاطفی.
به گفته دانشمندان مردم برای باور به خدای مافوق طبیعت یا روح جهانی، بخش تحلیلی و انتقادی
مغز را سرکوب کرده و بخش عاطفی مغز را فعال میکنند. در یک سری از آزمایشهای هشتگانه که
بین ۰۵۱تا ۵2۵نفر بزرگسال انجام شد، محققان ارتباط بین اعتقاد به خدا یا روح با میزان تفکر
انتقادی و دغدغههای اخلاقی را مطالعه کردند. در تمام این هشت آزمایش، مشخص شد که افراد
مذهبی دغدغههای اخلاقی بیشتری دارند.

چرا زنان بیشتر مذهبی هستند؟
زنان بیشتر از مردان مذهبی هستند و بیشتر از مردان در روز دعا میکنند و شاید اینگونه به دنیا
آمدهاند. یک مطالعه نشان میدهد که زنان ۱درصد بیشتر از مردان، در روز به شکرگزاری خداوند
میپردازند. زنان ۵درصد بیشتر از مردان هر هفته به کلیسا میروند و دین برای آنها امری بسیار
مهم است. محققان مدعی هستند که شواهد قویای وجود دارد که زنان بیشتر مذهبی به دنیا
میآیند. دانشمندان هنوز به کشف ِ«ژن خدا» پینبردهاند اما معتقدند که تفاوت سطح ژنتیک، نقش
مهمی در اعتقاد به خدا دارد. نتایج فوق بخشی از گزارشی با عنوان «شکاف جنسیتی در دین» ( )The Gender Gap in Religionاز موسسه پیو ( )PEWدر آمریکاست. پژوهشگران کشف کردهاند که اعتقادات معنوی و دغدغههای همدلانه، قطعاً با تکرار دعا (نماز)، مراقبه و دیگران اعمال معنوی و دینی مرتبط هستند.
یافتههای اصلی توضیح جدیدی برای تحقیقات گذشته ارائه میدهند که نشان میداد زنان گرایش
جهانبینی معنوی و دینی بیشتری نسبت به مردان دارند. طبق تحقیقات جدید، این اختلاف میتواند
به دلیل وجود روحیه همدلانه بیشتر در زنان باشد.
در مقابل، محققان میگویند: «شباهتهایی بین بیخدایان و بیماران روانی در این است که هر دو
فاقد حس همدلی برای دیگران هستند». معمول بیماران روانی فاقد پاسخ عاطفی به درد و رنج
دیگران هستند و این مطلب در بیخدایان نیز ثابت شده است.
محققان بر این باروند که داشتن روحیه همدلی لزوماً به معنای داشتن عقاید غیرعلمی نیست. ممکن است بین تواناییهای شخص برای پرورش بینشهای اجتماعی و اخلاقی سازگاری وجود داشته باشد.
بااینحال تحقیقات نشان میدهد که ۱0درصد برندگان جایزه علمی نوبل بین سالهای ۰۱0۰تا
،2000همه مذهبی بودهاند و ۰0درصد بقیه، بیخدایان، عارفان بیخدا و بیدینان بودهاند.
پینوشت:
[ .]۰این مقاله در 2۲مارس 20۰۲تحت عنوان زیر منتشر شده است:
Are you an atheist? Then you’re probably a PSYCHOPATH: Non-believers ‘lack empathy’
while religious people are less intelligent, claims study

 

نقدی بر آتئیسم

نویسنده این بخش : علی صفر تیموری کیا

چکیده :
این نوشته نقدی است بر نوشتاری با عنوان «اثبات نبودن خدا». نویسندۀ آن تلاش کرده تا عدم اعتقاد به خدا را توجیه کند. در نوشتار حاضر و در ادامه نقد نوشته مذکور، شبهاتی را که نویسنده به آن تمسک جسته است را با توجه به سخن دانشمندان علوم عقلی و علوم تجربی مورد بررسی قرار میدهیم.

مقدمه
در بخش اول از مقاله خود تحت عنوان «بررسی ادله جامعه شناختی و روان شناختی دین» به نقادی بخشی از ادله و ادعاهای نویسنده مورد نظر پرداختیم. در این بخش بحث خود را در سه محور ذیل پی میگیرم :
1 : جهان بدون آفریدگار دانا و توانا قابل تبیین نیست
2 : بررسی تعارض علم و دین
3 : شرور عالم مسألهای علیه وجود خدا نیست
تبیین جهان بدون آفریدگاری دانا و توانا ممکن نیست
این ادعای نویسنده که دستاوردهای علمی، اعتقاد به خدا را به چالش کشیده و اینکه طبیعت را
میتوان بدون توسل به خدا مورد بررسی قرار داد حتی از نظر بسیاری از دانشمندان علوم تجربی نیز
مردود است. “جان کلولند” دانشمند شیمیدان و فیزیکدان دربارۀ این که جهان آغازی داشته و
نمیتواند ازلی باشد میگوید: «در شیمی این مطلب به دست آمده که ماده روزی نابود میشود،
بنابراین ناچار باید آغازی داشته باشد، چون ماده خود و قوانین حاکم بر خود را نمیتواند بیافریند.

عمل :
آفرینش ناچار باید به وسیلهی عاملی غیر مادی صورت گرفته باشد».
“فرانک آلن دربارۀ احتمالات قابل طرح در تبیین جهان میگوید: «چهار فرض دربارۀ جهان قابل
تصور است:
فرض اول: جهان ساخته شده از مفاهیم ذهنی باشد؛ فرض دوم: جهان ماده و انرژی به خودی خود از عدم برخاسته باشد؛ فرض سوم: جهان ازلی بوده باشد؛ فرض چهارم: جهان دارای آفریدگار مشخصی باشد. فرض اول و دوم بسیار نامعقول و غیر قابل اعتناء هستند. فرض سوم هم امکانپذیر نیست، زیرا قانون ترمودینامیک ثابت کرده است که جهان رو به وضعی روان است که همهی اجسام به درجه حرارت پست مشابهی میرسند و دیگر انرژی قابل استفادهای وجود نخواهد داشت؛ و اگر جهان ازلی بود باید خیلی پیش از این به این وضعیت می رسید؛ بنابراین جهان نمیتواند جز آفریده باشد.»[]۲
نه تنها جهان با این عظمت، بلکه حتی گوشهای از پدیدههای بیشمار جهان، از جمله پدیدۀ حیات را نمیتوان بدون فرض وجود آفریدگاری ذیشعور و برتر از عالم ماده تبیین کرد. این که جهان دلیلی بر
وجود آفریدگار است، مورد اذعان بسیاری از دانشمندان علوم تجربی است[.]4 “فرانک آلن” میگوید : «اگر در آغاز حیات نقشهای در کار نبود، موجودات زنده ناچار باید بر اساس تصادف پیدا شده باشند. از طرفی جزء اصلی یاختههای زنده را پروتئینها تشکیل میدهند که از پنج
عنصر کربن، ئیدروژن، نیتروژن، اکسیژن و گوگرد تشکیل شدهاند. احتمال کنار هم قرار گرفتن آن پنج عنصر به طور تصادفی برای تشکیل مولکول های پروتئین و مقدار مادهای که باید پیوسته در حال مخلوط شدن باشد، و مدت زمانی که برای صورت گرفتن این ترکیب لازم است همگی قابل محاسبهاند.
یک ریاضیدان سوئیسی به نام «شارل اوژن گوی» این حساب را انجام داده و حد احتمال را ۰نسبت
به ۰0۰۲0یافته است؛ یعنی در هر ۰0۰۲0ترکیبی که ممکن است صورت گیرد تنها یک بار احتمال آن
هست که ترکیبی مانند پروتئین از آن مخلوط بیترتیب حاصل شود. مقدار مواد لازم برای این کار
میلیونها بار بیش از مواد تشکیل دهندۀ جهان است. زمان لازم برای تشکیل پروتئین به صورت
تصادفی تقریباً بینهایت بیلیون سال است؛ یعنی .۰024۲علاوه بر آن پروتئینها از مواد زنجیری
موسوم به اسیدهای آمینه تشکیل شدهاند. اگر زنجیر ترکیبی اتمهای این مواد به صورت غلطی به
یکدیگر پیوسته شوند به جای آن که مایهی حیات باشند، زهر کشنده خواهند بود. پروفسور ج.ب.لیتر انگلیسی حساب کرده که زنجیر یک پروتئین ساده ممکن است بر ۰042شکل مختلف تشکیل شود.
غیر ممکن است که این همه احتمال به تصادف جمع شوند تا مولکولی از پروتئین ساخته شود. تازه
پروتئین مادۀ بیجانی است که اگر گوهر اسرار آمیز زندگی به آن در آمیزد، زنده میشود. تنها عقل
بیپایان، یعنی خداوند است که میدانسته که چنین مولکولی قابل پذیرفتن حیات است و توانسته
است آن را بیافریند و به آن زندگی ببخشد»
در پاسخ به این گفته نویسنده: «جهانی که در خود نظم دارد به هیچ خدا یا ناظمی نیاز ندارد»، باید
گفت، که مراد از نظم مورد نظر خداپرستان در اثبات آفریدگار دانا و توانا، نظم هدفمند است؛ یعنی هر پدیدهای آن چنان با پدیدههای مرتبط با خود انسجام و هماهنگی دارد که هدف خاصی را دنبال
میکند. مثلاً بدن یک زن با چنان تجهیزاتی آفریده شده است که به محض زایمان سینهاش پر از شیر میشود و نوزاد او از چنان اعضایی برخوردار شده که بتواند به راحتی از این شیر مادر که غذای مناسب اوست بهرهمند شود. این که هر کدام از این پدیدهها علل مادی دارند قابل انکار نیست، لکن سخن این جاست که پدیدۀ اول چنان آفریده شده است که در خدمت پدیدۀ دوم بوده و ادامهی حیات آن را تأمین میکند؛ این همان چیزی است که هیچ عاقل بیغرضی نمیپذیرد که بدون وجود ناظمی دانا و توانا تحقق پیدا کرده و اثر و خاصیت مادۀ بیشعور یا حاصل تصادف باشد. اگر تصادفی باشد نمیتواند در این همه مورد که قابل شمارش نیست، پدید آید[.]۵

بررسی تعارض علم و دین :
با ظهور اسلام منافع بسیاری از کسانی که به تحریف و تفسیر کتب آسمانی مطابق امیال خود،
دست میزدند، به خطر افتاد، از اینرو تحریفها را گسترش دادند. دامنهی تحریفات چنان وسیع است
که گزارشهای کتب مقدس از حوادث طبیعی و تاریخی، متأثر از دانشها و آگاهیهای ناقص بشر آن
دوران میباشد. تناقض آشکار گزارههای دینی با تجربیات و مشاهدات بعدی بشر تا مقطعی از تاریخ
مانع از رشد علوم تجربی و طبیعی و پس از آن موجب انکار ارزش علمی گزارههای طبیعی و تاریخی
متون دینی گردید. رشد علوم حسی و پیشرفت تجربهها و فرضیههای علمی در قرون اخیر و مغایرت
ره آورد این علوم با تحریفات یا تفسیرهای خرافی ارباب کلیسا منجر به قبولی جدایی دین از علم
گردید. [2]
کشیشان قلمرو علم و دین را بیگانه از هم دانسته و به جدایی دین از علم رضایت دادند، لکن علوم
حسی و فرضیههای علمی بیرحمانه به داوری دربارۀ دین پرداخته و به پنداری و خرافی بودن یا
ذهنی بودن دین حکم کردند. [1]
اگر روزگاری دینداران از پی اصرار بر تحریفات و تفسیرهای خرافی خود، صاحب نظران علمی را در آتش میسوزاندند، اکنون علم است که انتقام گذشتهی خود را از دین باز میگیرد. صاحبان علوم تجربی، حملات خود را از آنجا آغاز کردند که هر چه به چشم نیاید و یا از طریق حس اثباتپذیر یا ابطالپذیر نباشد، ذهنی و بی معناست و به این ترتیب به پوچ بودن گزاره های دینی فتوا دادند. [0]۰ آن چه دربارۀ مسیحیت و کتب مقدس گفته شد در مورد اسلام و قرآن راه ندارد؛ زیرا قرآن بر خلاف
کتب مقدس، حتی به اعتراف برخی اندیشمندان غیر مسلمان که به مقایسه اسلام و مسیحیت
پرداختهاند، هیچ نصی در آن نیست که با یافتههای قطعی علوم در تعارض غیر قابل رفع باشد. [00]
به ویژه آن که قرآن دارای جامعیت در محتواست. از طرفی به بهرهگیری از عقل و فرا گیری علم ترغیب
می کند و برای اهل علم ارزش فراوان قائل است [02 ]و از سویی به کاوش در طبیعت تشویق
میکند. [2 ]علاوه بر آن که در نصوص اسلامی به کسب علم سفارش شده است. [04 ]در جهان
بینی اسلامی علم و دین یک مبنای متافیزیکی واحد دارند و هدف هر دو این است که آثار و صفات
خداوندی را بر بشر بر ملا کنند.
در این جا میتوان فعالیت علمی را بخشی از فعالیت دینی به حساب آورد که روش و زبان خاص
خودش را دارد[05 ]البته در میان اندیشمندان غیر مسلمان در کنار نظریه تعارض علم و دین
نظریههای دیگری هم مطرح است[05 ]به ویژه در دهههای اخیر استقبال قابل توجهی از دین پژوهی از سوی مراکز علمی غیر اسلامی صورت گرفته است[05 ]که میتوان آن را نشانهی آغاز آشتی بین علم و دین در جهان غرب دانست. پروفسور آنتونی فلو که میتوان او را از بزرگترین دینستیزان عالم به حساب آورد پس از نیم قرن دینستیزی در سال 2004 میلادی وجود خدا را پذیرفت. [02] شرور جهان مسألهای علیه وجود خدا نیست وجود شرور در جهان بهانهای در دست بدبینان نسبت به آفریدگار و صفات والای او شده است. برخی به دلیل ناتوانی از حل مسألهی شرور به دو گانهپرستی گرایش یافتهاند[01 ]برخی نیز به همین جهت به جانب یکی از نظریههای متعدد طبیعتگرایانه در باب دین، متمایل شدهاند[02] در پاسخ به کسانی که اذعان به شرور در جهان آفرینش را با اعتقاد به خدای قادر و خیرخواه ناسازگار میدانند، باید گفت که مسألهی شرور ارتباطی با براهین اثبات خداوند از جمله برهان نظم ندارد؛ زیرا این برهان، وجود آفریدگار برای عالم را اثبات میکند، خواه آن آفریدگار خیرخواه باشد یا بدخواه.
مسألهی شرور فقط با صفات آفریدگار مرتبط میشود و با اثبات اصل وجود آفریدگار ربطی ندارد[02]
از این گذشته، شرور عالم یا شروری هستند که در طبیعت رخ میدهند؛ مانند: سیل، زلزله و طوفان؛
یا شروری هستند که حاصل بدکاری انسانها هستند؛ مانند: ظلم، تجاوز و کشتار بیگناهان.
دربارۀ خیر و شر طبیعت باید فکر جامع داشت و مجموعهی پیوسته را یکباره و از دیدۀ عقل و خرد
مطالعه کرد نه با نگرشی جزئی و دیدۀ عاطفی. چه بسا داوریهای تفکیکی و عاطفی، عادلانهترین و اخلاقیترین کارها را بد تلقی کند. بر این اساس برخی حوادث ویرانگر طبیعت از دیدگاه جزءنگر، شر و ناگوار است؛ ولی مطالعهی مجموعهی حوادث طبیعت چه بسا کاشف از این نکته باشد که این شر و ناگواری، معلول یک رشته خیرهای بیشمار قبلی بوده و یا سرچشمه پدید آمدن خیرهای فراوانی است که زندگی انسانهای بیشماری را تأمین میکند؛ این شر قلیل در برابر آن خیر کثیر، شر محسوب نمیشود[.]22
ممکن است گفته شود: اگر خدا خیر خواه است چرا جهان را عاری از شرور نیافرید؟ پاسخ آن است
که جهان ماده آمیخته با استعداد و حرکت و شدنها است و فرض جهان مادی بدون این ویژگیها،
فرضی محال و خواستن چنین جهانی بسان خواستن مثلثی است که فاقد سه زاویه باشد؛ زیرا فرض جهانی که در آن مرض، مرگ و میر، جدال و دشمنی نباشد، فرض جهانی مجرد از ماده است کهخداوند آن را در مرتبهی خود آفریده است و ما در آن بحثی نداریم. بحث ما مربوط به عالم ماده  است که در آن، توان و شدن، آن هم به صورت پیوسته، جزء جدا نشدنی آن است که حذف آن، ملازم با حذف خود جهان مادی است[22]
قسمتی از شرور، ناشی از کارهای نابجای انسان است که با قدرت و اختیار او انجام میپذیرد. از
آنجا که بسیاری از کمالات والای انسانی به واسطهی وجود قدرت و اختیار در انسان، تحقق پیدا
میکند، از دیدگاه عقلی صحیح نیست خداوند به خاطر وجود شر قلیل، این خیر کثیر را رها و اختیار را
از بشر سلب کند.
ممکن است اشکال شود چرا خدا اختیار بشر را کنترل شده نیافرید؟ یا بشر را جوری نیافرید که از
سوء اختیار دیگران صدمه نبیند؟ پاسخ آن است که چنین تصویری از آزادی، به معنای نفی و انکار آن
است؛ زیرا اختیار به معنای توان گزینش یکی از دو سوی خیر و شر است؛ اگر انسان فقط قادر بر
انتخاب خیر باشد، دیگر آزادی ندارد. پیشنهاد این که آفرینش انسان چنان باشد که هنگام قصد شر، موفق به انجام آن نشود نیز غیر منطقی است؛ زیرا لازمهی آن یا این است که زندگی انسان
معجزهآسا باشد[ ]24که این خود، نفی جهان طبیعت است و یا این است که در انسان مهاجم چنین ارادهای رخ ندهد، زیرا وقتی بداند تیر او به سنگ اصابت میکند نه به انسان، هرگز در او چنین
انگیزهای ایجاد نمیشود و این در حقیقت، نفی آزادی بشر است[. ]2۵البته در برابر این واقعیت، عدل الهی ایجاب میکند که گرفتاری بیگناهان را از طریق پاداشهای اخروی یا تخفیف در احکام، جبرانسازد که این بحث در کتب کلام اسلامی به تفصیل بررسی شده است[.]22
نویسنده بر پاسخ الهیون از مسألهی شرور به اینکه شرور عدمی هستند اشکال میکند که این
گفته با آن چه در کتب آسمانی آمده در تنافی است؛ زیرا در کتب آسمانی شرور واقعی دانسته شده است.
قبل از هر چیز تذکر این نکته بجاست که ریشه طرح مساله «عدمی بودن شر» از سوی فیلسوفان،
برای مقابله با اندیشه ثنویه بوده است که قایل به وجود استقلالی خیر و شر بودهاند. افلاطون و دیگر فیلسوفان همفکر او پدیده شر را فاقد یک وجود استقلالی دانستند. در فلسفه اسلامی اندیشه عدمی بودن شر دنبال شد و دامنه آن به مساله عدالت الهی و بررسی رابطه شرور با عدل الهی کشیده شد. از نگاه متفکران اسلامی هر چه بر آن شر اطلاق میشود یا مانند: نادانی، نابینایی، مرگ و … است که در حقیقت همان نیستیهای ناظر به هستیها است (مثلا «نابینایی» که همان
«نبود بینایی» در شخصی است که قابلیت دارا بودن بینایی را دارد) و یا مانند حیوان درنده و زلزله و …
است که دارای دو جهت میباشند؛ یک جهت، اصل وجود آنهاست که با در نظر گرفتن جایگاه و نقش هر یک در جهان آفرینش، شر نیستند و جهت دیگر، تنافی آنها با منافع دیگران است که در این صورت، تضاد میان دو امر وجودی است که یکی مانع از تحقق یافتن دیگری است (مثلا زلزله مانع از  ادامهیابی حیات انسان و به عبارت دیگر مستلزم «نیست شدن» منافع او است.) نتیجه اینکه، اگر گفته میشود شرور اموری عدمی هستند به این معنا نیست که واقعیتی به نام کوری، مرگ، حیوان درنده، زلزله و … وجود ندارد بلکه سخن در تفسیر حقیقت آنها و منشا اصلی آثار کوری، مرگ و …است.

همانطور که بیان شد شرور در حقیقت، جنبههای عدمی در واقعیاتی هستند که یا برخی از جنبههای وجودی را ندارند و یا مانع از تحقق جنبههای وجودی دیگران شدهاند[.]2۵ نتیجهگیری
حاصل آن که وجود جهان و نظام حیرت انگیز حاکم بر آن دلیل بر وجود آفریدگاری دانا و توانا است و
فاصله گرفتن دانشمندان علوم تجربی از دین در مغرب زمین به خاطر تنافی دادههای علوم تجربی با
انحرافات و خرافاتی است که به مرور وارد کتاب مقدس و دین مسیحیت شد. وجود شرور عالم با وجود خدای خیرخواه و قادر، منافات ندارد و این شبهات نمیتواند دلیل بر بیاعتقادی به خدا باشد.

 

مطلب مرتبط :
نقدی بر نوشتار «اثبات نبودن خدا» (1) «بررسی ادله جامعه‎شناختی و روان‎شناختی دین»

فهرست منابع
1) ایان باربور؛ علم و دین، ترجمه: بهاء الدین خرمشاهی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1385ش، چ پنجم.
2) جان هیک؛ فلسفه دین، ترجمه: بهزاد سالکی، تهران، انتشارات بین المللی الهدی، 1381ش، چ سوم.
3) جان. اف. هات؛ علم و دین از تعارض تا گفتگو، ترجمه: بتول نجفی، قم، کتاب طه، 1382ش، چ اول.
4) جوادی آملی ، عبدالله؛ تبیین براهین اثبات خدا، قم، مرکز نشر اسراء، 1384ش، چ چهارم.
5) جوادی آملی، عبدالله؛ شریعت در آیینه معرفت، قم، مرکز نشر اسراء، 1384ش، چ چهارم.
6) سبحانی، جعفر؛ الالهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل، قم، موسسه امام صادق(ع)، 1423ق، چ پنجم.
7) سبحانی، جعفر؛ مدخل مسائل جدید در علم کلام، قم، موسسه امام صادق(ع)، 1375ش، چ اول.
8) شاکرین، حمیدرضا؛ براهین اثبات وجود خدا در نقدی بر شبهات جان هاسپرز، تهران، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1385ش، چ اول.
9) عبداللهی، محمد علی؛ مقاله: هجرت از الحاد به خداباوری، مجله نقد و نظر، سال نهم، شماره  3 و 4، پاییز و زمستان 1383ش.
10) علامه مجلسی؛ بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، بی چا.
11) کریسی موریسن؛ راز آفرینش، ترجمه: محمد سعیدی، تهران، کانون انتشارات محمدی، 1365ش، چ هفتم.
12) کریمی، مصطفی؛ قرآن و قلمرو شناسی دین، قم، مرکز انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1382ش، چ اول.
13)  گلشنی، مهدی؛ از علم سکولار تا علم دینی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1377ش، چ اول.
14)  گلشنی، مهدی؛ مقاله: فیزیکدانان غربی و مسأله خدا باوری، فصلنامه قبسات، بهار 1376.
15)  ویلیام.پ.آلستون؛ دربارۀ دین، تهران، انتشارات هرمس، 1383ش، چ اول.

[1]. اثبات وجود خدا، ص49-48.
[2]. استاد فیزیک زیستی دانشگاه بانیتوبا کاندا (1944-1904.م ).
[3]. اثبات وجود خدا،ص21-20.
[4]. از جمله: نیوتن و لرد کلوین دو فیزیکدان معروف، پ.کوش و شالو (برندگان جایزه نوبل)، جرج ارل دیویس، استوجر، مارگنو، پارکر، تاونز (فیزیکدانان آمریکایی)، پاکنیگ هورن، پول دیویس، کریس آیشام، هویل (اخترفیزیکدانان انگلیسی)، ویلکینز (برنده جایزه نوبل در پزشکی)، راسل چارلز آرتیست، ادوارد لوتریکس، اِمِل، مارلین بوکس کریدر (زیست‎شناسان آمریکایی)،جان کلولند کوثرن، اوسکار لئو برایو ئر (متخصصان شیمی و فیزیک از آمریکا) و… . فصلنامه قبسات، بهار 1376، ص22-2 و اثبات وجود خدا و علم سکولار تا علم دینی، ص58-56. برای مطالعه بیشتر رجوع شود به:
– کریسی موریسن؛ راز آفرینش انسان، ترجمه: محمد سعیدی
– کلو ور مونسما؛ اثبات وجود خدا، ترجمه: احمد آرام [و دیگران]
– گلشنی، مهدی؛ از علم سکولار تا علم دینی
– فصلنامه قبسات، بهار 1376
[5] . اثبات وجود خدا، ص26-25.
[6] . مدخل مسائل جدید علم کلام، ص73.
[7] . الالهیات، ج1، ص48 و مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص 129-128و تبیین براهین اثبات خدا، ص254.
[8] . شریعت در آیینه معرفت، ص 173-166.
[9] . همان، ص 168.
[10] . همان.
[11] . قرآن و قلمرو شناسی دین، ص 147.
[12] . زمر: آیه 19.
[13] . یونس: آیه 101 و غاشیه: آیه 20-17.
[14] . زمر: آیه 18 و بحار الانوار، ج1، ص180.
[15] . از علم سکولار تا علم دینی، ص98-96.
[16] . علم و دین از تعارص تا گفتگو، ص 84-64.
[17].  فصلنامه قبسات، بهار 1376، ص22-2.
[18] . مجله نقد و نظر، شماره 35- 36، ص279.
[19] . مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص111-110.
[20] . جان هیک؛ فلسفه دین، ص97.
[21] . مدخل مسائل جدید علم کلام، ص 129-128 و تبیین براهین اثبات خدا ص 254-253 و براهین اثبات وجود خدا در نقدی بر شبهات جان هاسپرز، ص 304.
[22] . فلسفه دین (جان هیک)،  ص130- 129.
[23] . فلسفه دین (جان هیک)، ص114- 111 و مدخل مسائل جدید علم کلام، ص131- 130.[24] . زیرا حقیقت اعجاز، خرق قوانین طبیعت است.
[25] . فلسفه دین (جان هیک)، ص104-99 و مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص139-136.
[26] . فلسفه دین (جان هیک)، ص104-103 و مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص124-123.
[27] . مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص143- 142 (با دخل و تصرف)

کانال حقیقت باستان – نقد های تاریخی شبهات باستان گرایان

کانال حقیقت باستان - نقد های تاریخی شبهات باستان گرایان

کانال حقیقت باستان – نقد های تاریخی شبهات باستان گرایان

 

 

کانال حقیقت باستان - نقد های تاریخی شبهات باستان گرایان

 

 

 

 

با سلام

 

قصد دارم کانالی پربار در زمینه نقد باستان گرایان – آریایی گرایان – کوروش پرستان و … به شما معرفی کنم ..

 

 

مطالب کانال کاملا مستند بوده و همراه منابع معتبر است ..

 

 

لینک کانال حقیقت باستان

 

 

موفق باشید ..

 

دانلود کتاب رنج‌ های بشری

دانلود کتاب رنج‌ های بشری

دانلود کتاب رنج‌ های بشری

 

 

دانلود کتاب رنج‌ های بشری

 

 

کتاب رنج‌ های بشری:

گفتارهایی پیرامون انسان‌ستیزی، نژادپرستی، ناسیونالیسم، فاشیسم، آریاگرایی، کورش‌ پرستی، و تبعات سلطه هخامنشیان و زرتشتیان ساسانی» پس از ویرایش و بازنگری‌ در سلسله گفتارهایی با عنوان «رنج‌های بشری» آماده چاپ شده است. نسخه پی‌دی‌اف این کتاب از هم‌اکنون و پیش از چاپ در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد و توزیع و به اشتراک گذاشتن آن در محیط وب بدون هیچگونه تغییر در محتوای آن برای همگان آزاد و رایگان است.

 

 

(ویرایش هفتم، 200 صفحه، 2 مگابایت)

توضیح: دیده شده که برخی از قوم‌گرایان و مذهب‌گرایان افراطی، بخش‌های ناقصی از کتاب «رنج‌های بشری» را در رسانه‌های خود نشر می‌دهند و از آن برای پیشبرد مقاصد و برتر دانستن خویش و فروکوفتن دیگران سوءاستفاده می‌کنند. بسا ناپسند است که کسانی «رنج‌نامه بشر» را مصروف «رنجاندن بشر» کنند. نگارنده ضمن ابراز مخالفت و ناخشنودی، بار دیگر به صراحت و روشنی اعلام می‌دارد که از نظر او کمترین تفاوتی میان انواع گرایش‌های برتری‌طلبانه و شاخه‌ها و شاخک‌های فاشیسم وجود ندارد و همه آنها در حد و اندازه خود به نوع بشر آسیب زده‌اند. اگر نگارنده به بیان فجایع تاریخی دیگران کمتر پرداخته، به این دلیل مشخص و واضح بوده که مطالعات او در زمینه ایران‌شناسی عصر باستان بوده و با بخش‌های تحریف شده و پنهان داشته آن آشنا بوده است. اما تا این اندازه اطلاع دارد تا بداند همگی کسانی که خود و تعلقات خود را برتر از دیگران انگاشته‌اند و می‌انگارند، در تباهی فرهنگ و تمدن بشری و ساقط کردن انسان‌ها از هستی خود، دائماً در حال پیشی جستن و سبقت از یکدیگر بوده‌اند. پس، از کتاب «رنج‌های بشری» برای اثبات برتر بودن خود استفاده نکنید. شما برتر از دیگران نیستید!

 

 

 

دانلود از سرور دانش کمپ

موفق باشید ..

نقدی بر کوروش هخامنشی

نقدی بر کوروش هخامنشی

 

نقدی بر کوروش هخامنشی 

 

نقدی بر کوروش هخامنشی

 

کوروش هخامنشی،موسس سلسه ی هخامنشیان یکی از شاهان تاریخ بود و به مانند اکثر شاهان تاریخ همچون چنگیز و تیمور و هلاکوخان مغول از خوی وحشیگری و تجاوز برخوردار بود و مانند تمام ظالمان تاریخ از سه عنصر زور،زر و تزویر بهره می گرفت اما حدود یک قرن پیش با وجود ناشناخته بودن شخصی به نام کوروش برای ایرانیان آن دوران ، تبلیغات گسترده ای روی کوروش هخامنشی صورت گرفت و با دروغ ها و جعلیات فراوان کوروش و دیگر شاهان هخامنشی را تا حد پیامبری(و حتی فراتر از آن) بالا بردند و داستان ها و افسانه های بسیار از راست و دروغ مخلوط کرده و به خورد جامعه دادند تا به این وسیله کوروش را به عرش رسانده و پس از آن دم رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی را هم به دم این دودمان کهن پیوند بزنند.

این تبلیغات به جایی رسید که ادعای ذوالقرنین بودن کوروش با دلایلی سراسر جعل دروغ توسط ابوالکلام آزاد،وزیر فرهنگ هندوستان مطرح شد(به لطف خدا در فرصت مقتضی به بررسی ادعای ذوالقرنین بودن کوروش خواهیم پرداخت) و پس از آن،علامه طباطبایی مفسر گرانقدر قرآن و نویسنده ی تفسیر المیزان تحت تاثیر تبلیغات گسترده در رابطه با یکتاپرستی و عدالت کوروش هخامنشی و به دلیل عدم دسترسی به کتب مرجع تاریخی،نظریه ی ابوالکلام آزاد را به عنوان یک احتمال قوی در رابطه به «کیستی ذوالقرنین» مطرح کردند.

تا کنون نیز موج باستان گرایی در ایران با تلاش بیگانگان در حال پیشرفت و حرکت به جلو است و در این میان بزرگ نشان دادن کوروش هخامنشی یکی از حربه های این جریان است و متاسفانه به دلیل عدم پرداختن دقیق و علمی به این موضوع در میان جوانان، تقریباً اکثریت مردم ایران کوروش را به عنوان یک پیامبر الهی(و یا حداقل یک بنده ی صالح خدا) و اسطوره ی عشق و عدالت و آزادی و حقوق بشر و نماد ایران می پندارند به نحوی که کوچکترین نقد به رفتار کوروش برابر با وطن فروشی قلمداد می شود.

همانطور که قبلاً در مطلبی به بیان ترجمه ی منشور کوروش و بت پرستی کوروش هخامنشی کردیم اینک قصد داریم قسمتی بسیار کوچک از جنایات و وحشی گری های این شاه هخامنشی را بازگو کنیم.

البته واضح است کوروش نیز مانند اکثر شاهان تاریخ از عنصر تزویر بهره می برده و در کنار خشونت های بی حد و حصرش گاهی لطوفت ها و بخشش های بینظیری از خود نشان می داده است که باعث جلب توجه مردم آن روز شده بود و حتی آوازه ی برخی از کارهای او به دیگر کشور ها هم رفته بود،چنانکه اکبر مغول پادشاه هند ضمن کشت و کشتارهای خود در خلال جنگ های گسترش طلبانه اش با اسیران جنگی به مهربانی رفتار می کرد و عدالت میان ادیان و مذاهب هند را رعایت می کرد(شاید اکنون معنی تزویر را بهتر درک کرده باشید).

 

 

1 : مصادره خانه های مردم به نفع سرداران توسط کوروش

گزنفون مورخ یونانی که در کتاب خود،کوروشنامه به تجلیل از شخصیت و اخلاق کوروش هخامنشی پرداخته است(والبته کتاب او به گواهی همه ی استادان تاریخ چندان معتبر نیست)از مصادره خانه‌های مردم توسط کورش  به نفع سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، یاد کرده است.و برخی از ایران شناسان غربی نیز به این موضوع اشاره کرده اند.

برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: کورت، آملی، هخامنشیان، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران، ۱۳۷۸، صفحه ۱۱۹ تا ۱۲۲؛

بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۹۲ تا ۱۹۵؛

گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۶

 

 

2 : نابودی تمدن ماد توسط کوروش

یکی از جنگ‌های کورش که منجر به نابودی تمدنی کهن شد، غلبه او بر مادها و تسخیر شهر هگمتانه (همدان/ اکباتان) بود. غلبه‌ای که با مساعدت اشراف و فئودال‌ها صورت پذیرفت و منجر به غارت هگمتانه و به بردگی کشیدن گروهی از مردم آن شد.
او توانست ا به اسارت گرفتن آمیتیس (دختر آخرین پادشاه ماد) و تهدید مبنی بر شکنجه او و فرزندانش، شاه را وادار به تسلیم کند و سپس با کشتن شوهر آمیتیس، او را به همسری خود در آورد. در نهایت نیز شاه نگون‌بخت و شکست خورده در بیابانی دورافتاده رها شد تا از گرسنگی و تشنگی جان بسپارد.
در تاریخ ایران کمبریج به سرپرستی ایلیا گرشویچ آمده است که «گرایش مردم ماد نسبت به کورش خصمانه بود» (ص ۲۴۱). او هگمتانه را غارت کرد و برخی از مادها را به بردگی گرفت» (ص ۲۴۰).
با اینکه مادها دستکم دو بار در زمان داریوش بزرگ کوشیدند تا استقلال خود را از سلطه هخامنشیان باز یابند، اما در هر دوبار با سرکوب خشونت‌بار داریوش مواجه شدند و۳۸۰۰۰ نفر از آنان قتل‌عام گردیدند. .
بنگرید به: گرشویچ، ایلیا، تاریخ ایران دوره ماد- از مجموعه تاریخ کمبریج، ترجمه بهرام شالگونی، تهران، انتشارات جامی، ۱۳۸۷، صفحه ۲۳۸ تا ۲۴۱

 

 

3 : کوروش و قتل عام مردم نینوا

یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش به فراوانی بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه (سیروپدی) نوشته گزنفون است. اما در این استنادها معمولاً به بازگویی بخش‌های دلپسند آن اکتفا می‌شود و بقیه متن را نادیده می‌انگارند.

گزنفون آورده است که کورش برای حمله و تسخیر شهر نینوا، روز عید را انتخاب کرد که مردم سرگرم جشن و شادی هستند. او به سپاهیان خود می‌گوید که خانه‌های مردم قابل احتراق است و ما می‌توانیم با پشتیبانی خدا و با مشعل‌های فراوانی که داریم، آنها را به آتش بکشیم تا ساکنان شهر در میان شعله‌های آتش بسوزند.

آنان در حالیکه بانگ جشن و شادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که می‌دیدند به ضرب تیغ از پای در می‌آوردند. گزنفون نقل کرده که: «کورش به سواره نظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچه‌ها یافتند، بکشند».

پس از این پیروزی، اولین اقدام کورش و سپاهیانش این بود که در برابر خدایان به میمنت این پیروزی شکرگزاری کنند و سهمی از غنائم ناشی از غارت شهر را به معابد خدایان اختصاص داد.

کورش همچنین فرمان داد تا خانه‌های بزرگان شهر را مصادره کنند و به سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، واگذار شوند. او به مردان تحت امر خود اختیار داد تا اسیران جنگی را تحت مالکیت خود نگه دارند.

کورش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین می‌کند، فرمانبرداری کنند و به کشت و کار مشغول شوند تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند.

برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۴ تا ۲۱۶

 

 

4 : کوروش و نابودی تمدن لیدی

یکی دیگر از تمدن‌هایی که به دست کورش بر افتاد و از بین رفت، تمدن کهن و درخشان لیدی بود. با اینکه اهالی لیدی در همان زمان کوشیدند تا از سلطه هخامنشیان رهایی یابند، اما این قیام که به رهبری پاکتیاس بر پا شد، به فرمان کورش بزرگ و به خشن‌ترین شکل ممکن سرکوب شد.

کورش با اعزام سپاهی به فرماندهی مازارس دستور داد که تمامی قیام‌کنندگان را به بردگی بکشند و رهبر آنان را زنده به نزد او بفرستند. او همچنین دستور داد لیدیایی‌ها را چنان خرد و منکوب سازند که راه هرگونه شورشی علیه سلطه پارسیان هخامنشی بسته شود.

سپاه کورش به سرعت دست به منکوب کردن لیدیایی‌ها می‌زند و رهبر آنان را به اسارت می‌گیرد. شهرهای پری‌ین و مگنزی غارت می‌شوند و مردم شهرهای فوسه و تئوس خانه‌های خود را رها کرده و راه فرار در پیش می‌گیرند. ساکنان کاریه به بردگی کشیده می‌شوند و گروهی از اهالی کزانتوس و کونوس در لیکیه دست به انتحار می‌زنند و مرگ را بر تعبد و بندگی ترجیح می‌دهند. شهرها یکی پس از دیگری تسخیر می‌شوند و پس از اینکه تاراج می‌گردند، پادگان‌های نظامی پارسی و نیروهای ضد شورش هخامنشی در آنها مستقر می‌شوند.

برای آگاهی بیشتر و تفصیل منابع بنگرید به: بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۱۴ تا ۱۱۷

 

 

5 : نابودی تمدن عیلامی خوزیان به دست کوروش

یکی دیگر از تمدن‌های کهن ایران‌زمین که به دست کورش بزرگ بر افتاد و از میان رفت، فرهنگ و تمدن کهن و درخشان عیلامیان/ خوزیان بود. تمدنی که به مدت زمانی بس طولانی یعنی متجاوز از دو هزار سال در جنوب‌غربی فلات ایران تداوم داشت و آثار هنری و معماری فراوانی از آن برجای مانده است. این در حالی بود که پس از سلطه هخامنشیان بر این سرزمین چیزی جز کاخ سلطنتی آنان در شوش ساخته نشد. کاخی که بنا به اظهارات داریوش در کتیبه ششم او در شوش  پارسیان کمترین نقشی در ساخت آن نداشتند.

با اینکه خوزیان دستکم یکبار کوشیدند تا در زمان داریوش یکم از سلطه هخامنشیان رهایی یابند و تا حد زیادی نیز در اینکار موفق شدند، اما به گفته داریوش در کتیبه بیستون با سرکوب شدید او مواجه شدند و برای همیشه منکوب گردیدند و از صفحه تاریخ محو شدند.

در این زمینه پی‌یر بریان آورده است: «قتل‌عام‌هایی که پس از جنگ به وسیله سپاهیان کورش انجام گرفته است، از شدت و خشونت ارتش نوبابلی حکایت می‌کند. احتمالاً در همین زمان (یا شاید اندکی پیش یا بعد از آن) است که شوش نیز مسخر کورش گشته و آخرین پادشاهی نوعیلامی برای همیشه نابود شده است».

بنگرید به: بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۲۵

 

 

6 : کوروش و تامین هزینه های دربار از محل نذورات مردمی

یکی دیگر از اعمالی که پس از تجاوز کورش به بابل و تصرف آن کشور متداول شد، موظف کردن معابد و نیایشگاه‌ها به تأمین مخارج دربار از قبل نذورات مردمی بود. معابد موظف بوده‌اند که مرتباً و بنا به نیاز، بخشی از مایحتاج و هزینه‌های کمرشکن خاندان سلطنتی و تشریفات دربار را که همواره بر دوش مردم سنگینی می‌کرده است، تأمین کنند. در یک سند بازمانده از سال ۵۲۸ پیش از میلاد، معبد اِئانا موظف شده است تا برای یکی از مهمانی‌های شاهانه در اسرع وقت ۲۰۰ بره شیرخوار و ۸۰ گاو چاق فراهم کند و تحویل رئیس تشریفات بدهد. چنین درخواست‌هایی معمولاً با کمبود منابع مالی معبد مواجه می‌شده و آنان ناچار بوده‌اند تا برای تأمین آن به راه‌های دیگری همچون وام گرفتن از رباخواران زیر نظر حکومت یا اجحاف به مردم روی بیاورند. علاوه بر این، معابد موظف بودند در هر زمان که دربار تقاضا کند، برده و کارگر و نیروی انسانی لازم را به خدمت گسیل کنند و حتی گله‌های احشام سلطنتی را به خرج خود پرورش دهند و نگهداری کنند.

برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۹۲ تا ۱۹۳،

 

 

7 : چگونگی بخشندگی های کوروش کبیر

زنان یکی از مظلوم‌ترین و ستم‌کشیده‌ترین اعضای جوامع انسانی بوده‌اند که قربانی جنگ‌ها و تجاوزهای متجاوزان و جهان‌گشایان می‌شدند. زنانی که شوهران یا پدران خود را از دست می‌دادند و به اسارت و بردگی گرفته می‌شدند. رفتار کورش با زنان نیز از این قاعده همیشگی تاریخ جنگ‌ها و تجاوزات بشری مستثنا نبوده است.

یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش و بخصوص بخشندگی‌های او بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه گزنفون است. اما در این استنادها  جزئیات این «بخشندگی» دقیقاً مشخص نمی‌شود.

به موجب این متن، کورش پس از آنکه دختر زیبایی را که مادها همراه با خیمه و خوابگاه به او تقدیم کرده بودند، به حضور پذیرفت، به سراغ تقسیم زنان اسیر و غنائم جنگی ناشی از غارت ماد و سرزمین‌های غربی ایران رفت. او یکی از زنان «تحت تملک» خود را که نوازنده‌ای خوش ‌الحان بود، به یکی از همدستان خود بخشید تا «اقامتگاه جنگی‌اش دلکش‌تر و روح‌پرورتر از خانه‌اش شود».

برای آگاهی بیشتر بنگرید به: گزنفون، کوروش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ۱۳۸۶، صفحه ۱۲۳ تا ۱۲۸

 

 

8 : کوروش و تصرف خاله اش

کتزیاس مورخ و زشک رسمی دربار اردشیر دوم هخامنشی  آورده است که کورش پس از غلبه بر ماد اسپیتاماس را کشت و زن او را که آمیتیس نام داشت، تصرف کرد. آمیتیس دختر آستیاگ و خواهر ماندانا و خاله کورش بود.

برای آگاهی بیشتر بنگرید به: تاریخ کتزیاس (خلاصه فوتیوس)، ترجمه کامیاب خلیلی، تهران، ۱۳۸۰، ص ۱۹،

 

 

9 : کوروش در تورات

کورش در متن عهد عتیق تورات گرامی داشته شده و نجات دهنده یهودیان از اسارت هفتاد ساله در بابل معرفی شده است . اما در همان کتاب او مجری خواست و اراده و این سخن خدای یهودیان برای نابودی بابل نیز بوده است:

من خود بر ضد بابل بر خواهم خواست و آنرا نابود خواهم کرد . نسل بابلیان را ریشه کن خواهم کرد تا دیگر کسی از آنان زنده نماند .

بابل را به باتلاق تبدیل خواهم کرد تا جغدها در آن منزل کنند،با جاروی هلاکت بابل را جارو خواهم کرد تا هرچه دارد از بین برود)کتاب

) اشعیا،باب ۱۴ ،بند ۲۲ و ۲۳

پس از هفتاد سال پادشاه بابل وقوم او را به خاطر گناهانشان مجازات خواهم کرد وسرزمین ایشان را به ویرانه ای ابدی تبدیل خواهم کرد.)کتاب ارمیا،باب ۲۵ ،بند ۱۲)

شواهد تاریخی و اکتشافات باستان شناسان نشان از نابودی تمدن بابل پس از کورش می دهد.

 

 

10 : کوروش راهزن بود؟

کتزیاس میگوید :کورش پسر چوپانی بود از ایل مرد ها، که از شدت احتیاج مجبور گردید راهزنی پیش گیرد .

کورش در ایام جوانی به کارهای پست اشتغال می ورزید و از این جهت مکرر تازیانه خورد. او با آستیاکس، آخرین پادشاه ماد، هیچ گونه قرابتی نداشت و از راه حیله و تزویر به مقام سلطنت رسید

حسن پیرنیا، ایران باستان، جلد اول، ص ۲۴۰

 

 

11 : فریبکاری کوروش

هرودوت در کتاب اول خود ضمن گزارش نبرد کوروش با کرزوس(شاه لیدی)، ضمن اینکه گزارش میدهد کوروش ابتدا تصمیم به اعدام کرزوس میگیرد ولی بعدا پشیمان میشود، در بند ۸۷-۹۵ میگوید:

کرزوس … چون دید که پارسیها خانه های مردم را غارت میکنند، رو به کوروش کرده گفت:«شاها آیا اجازه دارم بگویم در چه باب فکر میکنم یا باید خاموش بنشینم؟» کوروش جواب داد:«هر چه خواهی بگو»کرزوس پرسید این جمعیت با این جد چه میکنند؟ کوروش:«شهر تو را غارت میکنند و خزانۀ تو را میربایند» کرزوس:«نه شهر مرا غارت نمیکنند و نه خزاین مرا میربایند، من دارای چیزی نیستم، آنچه میکنند با مال و منال توست» کوروش از این جواب متنبه شد و اطرافیان خود را دور کرده به کرزوس گفت:«عقیده تو در باب این اوضاع چیست؟»… در ادامه کرزوس پیشنهاد میکند که عشر اموال غارت شده را به بهانه نیاز خدا بگیرند وجالب اینکه کوروش نیز این فریبکاری را میپذیرد!!

(اصل متن در کتاب ایران باستان مرحوم پیرنیا صفحه ۲۵۰)

می بینید که کوروش بیشتر به فکر حکومت و ثروت خود است نه مردم

12: کوروش و کشتن پادشاهان

معمولاً ادعا می شود که کوروش پادشاهان دشمن را نمی کشت اما آیا واقعاً این مطلب صحت دارد؟برای مثال در مورد کرزوس شاه لیدیه،مورخین یونانی ادعا میکنند که کوروش او را نکشت، ولی در اسناد بابلی سال نهم سلطنت نبونید بابلی نوشته شده است:

«در ماه نیسان، کوروش شاه در نزدیکی آربل از دجله عبور کرده در ماه ایار به طرف مملکت لودی رفت و پادشاه آن را کشت، ثروت او را ربود و ساخلوی در آنجا گذاشت»

 مرحوم پیرنیا در مورد این بخش میفرمایند که وقایع نگاران بابلی اشتباه کرده اند زیرا یونانیها خلاف این را میگویند ولی معلوم نیست که چرا ایشان نظر مورخین یونانی که سالها با زمان کوروش فاصله داشته اند را بر اسناد معاصر کوروش برتری میدهد، حال آنکه روش مورخین این است که معمولا سند کهنتر و معاصر واقعه بیشترین اعتبار را دارد.

با قبول سخن این کهنترین سند در مورد جنگ لیدی، باید بپذیریم که حداقل این قانون همیشگی نبوده است و گاهی هم کوروش پادشاهان عصر خود را میکشته است.

13 : کوروش حمله می کرد یا دفاع؟

در اسناد تاریخی هیچ جا نمیبینیم که از سوی شاه بابل به کوروش حمله شده باشد. بلکه این کوروش است که به بابل حمله میکند. به نظر مرحوم پیرنیا «شاهی مانند کوروش نمیتوانست در همسایگی خود دولت مستقلی را مانند بابل تحمل کند»(ایران باستان،مرحوم پیرنیا، ص۳۳۳)

جالب این است که پیرنیا از نخستین نویسندگانی بود که به دستور دربار پهلوی به تعریف و تمجید از ایران باستان می پردازد.

طبق این نظر و با توجه به عدم اعلان جنگ از طرف بابل به کوروش  میتوان به این نتیجه رسید که کوروش صرفاً جهت افزایش قلمرو حکومتش به یک کشور مستقل هجوم برد و جالب این است که پس از فتح این کشور در منشورش ادعا می کند که بدون جنگ و خونریزی وارد بابل شده و مردم را از دست پادشاه بابل نجات داده است.

همچنین در مورد حمله به ماد، به غیر از کزنفون که معتقد به وراثتی بودن پادشاهی کوروش است کتزیاس، هرودوت و کتیبه های بابلی همگی تأکید دارند که این کوروش بود که به ماد حمله کرد و آغازگر جنگ بود.

همانطور که دیدید علاوه بر بخشش ها و مهربانی هایی که در بعضی کتب تاریخی به کوروش نسبت داده شده موارد زیادی نیز از وحشیگری و تجاوز در مورد او آمده است که اگر بخواهیم همه ی آن ها را رد کنیم ناگزیر خواهیم بود بخش های دلپسند آن که در مورد عدالت و مهربانی کوروش است را نیز نا دیده بگیریم.

بنابراین کوروش هخامنشی نیز شاهی مانند تمام شاهان خونخوار و ظالم تاریخ است و این در حالی است که نخواهیم او را یکی از خونخوارترین و ستمگرترین شاهان جهان به حساب بیاوریم.

*لازم به ذکر است در تهیه این مطلب از مطالب وب سایت استاد رضا مرادی غیاث آبادی ( پژوهش های ایرانی ) کمک گرفته شده است

 

 

منبع : estevaa.ir

دانلود کتاب نقد دین زرتشت

دانلود کتاب نقد زرتشت

 

دانلود کتاب نقد دین زرتشت

 

دانلود کتاب نقد زرتشت

 

 

 

موضوعات مورد بحث در این کتاب 

 

معنای زردشت
اوستا
وِندیداد
محتوای بعضی فصول وندیداد
طهارت و پاکیزگی در آیین زرتشتی
طهارت برای دعا و نماز 
طهارت مرده کشها 
مجازاتهای مالی و بدنی
مجازاتهای بسیار طاقت فرسا در متون زرتشتی
کیفر آلوده کردن زمین ئکشاورزی
دفن کردن جسد انسان یا حیوان
کیفر پارچه کشیدن روی مرده
مجازات حمل مرده به تنهایی
سگ
مراسم سَگدید
حقوق سگ در وندیداد
زن درآئین زرتشت
خریداری زن!
تعدد زوجات و ازدواج با محارم
مصیبت زن و فرزندان کسی که برخلاف پیمان رفتار کند!
احکام زن حائض
احکام عجیب وخرافی درباره زن
ازدواج با محارم
مناظره امام رضا (ع) با زرتشتیان
ارتداد چیست و مرتد کیست
عوامل ارتداد
انواع مرتد
مجازات ارتداد
فلسفه مجازات مرتد
ارتداد در قرآن
وظیفه ما چیست

باشد که خداوند همه مارا هدایت کند ..

 

 

 

دانلود کتاب از سرور دانش کمپ

موفق و پیروز باشید ..