زندگی نامه استاد سعید زنگنه فر

زندگی نامه استاد سعید زنگنه فر

زندگی نامه استاد سعید زنگنه فر

 

زندگی نامه استاد سعید زنگنه فر
زندگی نامه استاد سعید زنگنه فر

 

 

سال تولد : 1348

محل تولد : کنگاور

 

از کودکی به ساز تنبک علاقه فراوانی داشت و در سال 1360 کار موسقی را در امور تربیتی شهرستان کنگاور با مدیریت آقای پرویز عزیزیان آغاز نمود که همیشه استاد زنگه فر از آقای عزیزیان به عنوان یک استاد و یک پیشکسوت یاد مینمایند و در سال 1363 بعنوان نماینده استان کرمانشاه در اولین فستیوال هنری سراسر کشور که در تهران برگزار شد شرکت نمودند و مقام سوم را کسب نمودند .

استاد زنگنه فر در سال 1368 بعنوان شاگرد نزد استاد مجتبی سلاح ورزی در صدا و سیمای مرکز کرمانشاه کار تمبک نوازی را به صورت حرفه ای دنبال نمودند که نزد استاد سلاح ورزی به مدت 4 سال کتاب استاد حسین تهرانی و محمد اسماعیلی را به اتمام رساندند و همیشه از استاد مجتبی سلاح ورزی به نیکی یاد مینمایند .

در سال 1373 اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کنگاور شروع به فعالیت نمودند که استاد سعید زنگنه فر از زمان افتاح اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی با این نهاد همکاری مستمر و دائمی داشته اند .

 

در سال 1373 گروه موسقی عشاق به سرپرستی اقای زنگنه فر شروع به فعالیت نمود که در آن گروه آقایان رامین ساری اصلانی ( سنتور ) , علی رضا محمدی  ( تار و سه تار ) , منوچهر خدابخشی ( خواننده ) , علی خسروی ( خواننده و نوازده سنتور ) , سیروس خزایی ( دف) مجید زنگنه فر ( کیبورد و پیانو و گیتار) , وحید زنگنه فر ( خواننده ) , حمید زنگنه فر ( کیبورد) , تورج جمالی ( تار و سه تار ) , علی مردان عظیمی ( نی ) , تورج فره پور ( سنتور ) خسرو مینو ( ویولن) و قدرت الله رازانی ( خواننده ) که بعدها آقای محمد مهریار (سه تار) , نادر قورجیلی ( سه تار) , مصطفی محمدی ( نی ) , جواد ساجدی ( تار )

احسان محمدی ( تار ) , منصور یاری ( تار ) , عسکر عباس آبادی ( خواننده ) و بهزاد رحیمی نژاد ( نی ) به گروه عشاق پیوستند که بعد ها نام گروه از عشاق به آناهیتا تغییر یافت که هم اکنون این گروه با نام آناهیتا فعالیت میکند.

 

گروه موسیقی عشاق
گروه موسیقی اناهیتا
گروه موسیقی عشاق
گروه موسیقی اناهیتا
گروه موسیقی عشاق
گروه موسیقی اناهیتا
گروه موسقی عشاق
گروه موسیقی اناهیتا

 

این گروه دارای اجرا های فراوان در شهر های تهران , کرمانشاه و شهرستان های تابعه استان کرمانشاه بوده است و در ضمن در جشنواره های دفاع مقدس و فجر و به مدت چهار سال در جشنواره شعر و گویش محلی استان کرمانشاه شرکت نموده اند

 

 

در بهمن ماه سال 1393 استاد زنگنه فر طرح جنگ شادی را به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کنگاور ارائه نمودند که  این طرح شامل اجرای موسقی با مدیریت آقای زنگنه فر و نمایش با مدیریت آقای کیا رستمی به مدت پنچ شب اجرا شد که مورد استقبال گرم هنردوستان شهرستان گنکاور قرار گرفت که در این اجرا جنگ شادی استاد سعید زنگنه فر همراه با گروه موسقی ارغوان در این برنامه شرکت نمودند که در آخرین شب جنگ شادی از زحمات استاد جمال سجادی نوازنده تار و استاد محمودی نوازنده تمبک در شهرستان اسد آباد تقدیر و تشکر شد که هر دو استاد  به دعوت استاد زنگنه فر در این مراسم شرکت نمودند .

 

در این مراسم گروه موسقی ارغوان با دو اجرای سنتی و کردی به اجرای برنامه پرداختند که در این اجرا نوازندگان به ترتیب عکس از سمت چپ :

آقایان : سعید زنگنه فر ( ننبک ) , جواد ساجدی ( تار ) , یاسر کلهر ( نی ) , محمد طاهراصلانی ( کمانچه ) ,  علی رضا برنجیان ( خواننده ), رحیم عبدالملکی ( سنتور ) , محسن مرآتی ( تار ) , رضا جمالی ( بم تار ) و سرکار خانم میترا صادقی ( دف )

مدیر برنامه جنگ شادی آقای سعید زنگنه فر

سرپرست گروه موسیقی ارغوان آقای جواد ساجدی

گروه موسیقی ارغوان
گروه موسیقی ارغوان

و در عکس زیر اعضای گروه ارغوان همان ترکیب و خواننده گروه بخش کردی آقای رضا ریزوندی بودند .

گروه موسیقی ارغوان
گروه موسیقی ارغوان

 

 

و در این جنگ در یک کار ابتکاری و بدون تمرین اجرای رامین زنگنه فر با کیبورد و رضا ریزوندی به عنوان خواننده رامین را همراهی نمود که مورد استقبال گرم تماشاچیان و هنرمندان شهرستان کتگاور قرار گرفت . در ضمن رامین زنگنه فر با معلولیت جسمی 95 درصد و بدون داشتن استاد و با راهنمایی پدر ایشان ( آقای سعید زنگنه فر ) و عموی ایشان مجید زنگنه فر نکات لازم را به ایشان آموختند که ایشان به صورت گوشی  و سینه به سینه نوازندگی کیبورد را یاد گرفته اند .

رضا ریزوندی , رامین زنگنه فر
رضا ریزوندی , رامین زنگنه فر

 

دومین جنگ شادی در نیمه دوم اردیبهشت ماه 1394 با مدیریت استاد سعید زنگنه فر و مهرداد کیا رستمی و با همکاری گروه نمایشی حافظ و گروه تنبور نوازی دلنوازان به سرپرستی استاد منصور یاری در سالن آنفی تئاتر یادگار امام برگذار شد

 

 گروه تنبور نوازی دلنوازان
گروه تنبور نوازی دلنوازان

 

سومین جنگ شادی در تاریخ 24 شهریور ماه 1394 به مدت 5 شب و با مدیریت استاد زنگنه فر در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کنگاور که شامل حال دو برنامه موسقی در بخش سنتی و محلی و نمایش طنز توسط گروه نمایشی حافظ به سرپرستی مهرداد کیا رستمی که یکی از گروه های خوب و حرفه ایه نمایش در  شهرستان کنگاور میباشند برگزار شد که مورد استقبال گرم هواداران هنر موسقی و تئاتر در شهرستان کنگاور قرار گرفت. گروه موسقی آناهیتا را در این جنگ شادی آقایان پدرام محمدی نوازنده تار , وحید اقبالی نوازنده سنتور , فرید برنجی نوازنده کمانچه , منوچهر خدابخشی خواننده و نوازده تمبک و سرپرست گروه سعید زنگنه فر تشکیل میدادند .

گروه موسیقی آناهیتا
گروه موسیقی آناهیتا

 

 

بعد از  اجرای 5 شب جنگ در تاریخ 7 مهر ماه 1394 در هفتمین جشنواره مقاومت در استان کرمانشاه شرکت نمودند که این جشنواره نیز منطقه ای برگزار شد که گروه هایی از استان کردستان و لرستان و استان های هم جوار شرکت نموده بودند که در این جشنواره استاد زنگنه فر به عنوان نوازنده برتر تنبک و استاد منوچهر خدابخشی به عنوان خواننده پیشکسوتان انتخاب شدند .

 

استاد منوچهر خدابخشی , استاد سعید زنگنه فر
استاد منوچهر خدابخشی , استاد سعید زنگنه فر

 

 

و هم اکنون با گروه موسق آناهیتا در حال فعالیت میباشد و در ضمن در ضمن آقای زنگنه فر در حال جمع آوری یک گروه تمبک نوازی نیز میباشد .

 

 

     گویند عارفان هنر و علم کیمیاست              وان مس که گشت همسر این کیمیا طلاست

فرخنده طائری که بدین بال و پر پرد          همدوش مرغ دولت و همعرصه‌ی هماست

بیوگرافی استاد حسین تهرانی

بیوگرافی استاد حسین تهرانی

بیوگرافی استاد حسین تهرانی

بیوگرافی استاد حسین تهرانی
بیوگرافی استاد حسین تهرانی

سال تولد :1290
محل تولد : تهران

از کودکی به نواختن ضرب علاقه وافری داشت و همین امر ، عاقبت او استاد بی نظیری در نواختن تنبک کرد که و شاگردان بزرگی را تربیت کرد که هر یک از ایشان خود استادی شدند. حسین تهرانی نواختن ضرب را ، نزد استادی مثل : رضا روانبخش ، مهدی قیاسی ، کنگرلو و اسماعیل که در نواختن این ساز تبحر داشتند ، فرا گرفت و با سبک و سیاق نواختن آنان آشنائی کامل پیدا نمود و در سال 1318 با استاد ابوالحسن صبا آشنا شد و نکات بسیاری را از این استاد بی جایگزین فرا گرفت . یک سال پس از این تاریخ که در رادیوتهران گشایش یافت همکاری خود را با رادیو آغاز کرد و در سال 1323 به مدرسه موسیقی علینقی خان وزیری رفت و تدریس نواختن تنبک را در این مدرسه به عهده گرفت و کار خویش را تا سال 1328 که هنرستان موسیقی ملی به همت شادروان روح الله خالقی شروع به کار کرد ، ادامه داد . استاد حسین تهرانی برای اولین بار گروه تنبک نوازی را تشکیل داد و برای آنها قطعاتی را تنظیم کرد که خود موجب پیشرفت هنرجویان میگردید . او دستوری برای اموزش ضرب تدوین کرد که پوست تنبک را از لحاظ طنین صدا به سه قسمت میکرد و با انگشت گذاری روی ناحیه مرکزی ، ناحیه میانی و ناحیه کناری هنرجویان توانستند به اسانی فرق صوتی و طنین این سه نقطه مختلف را متوجه شوند . تهرانی برای 10 انگشت مجموع دستان چپ و راست اعتبار خاصی قائل بود و تاًکید داشت که نوازنده تنبک باید از هر کدام این انگشتان در جای خود به موقع بهره گرفته و از آن استفاده نماید . اصولا امر نواختن ضرب با دستورات این استاد بی نظیر به اوج اعلای خود رسید به خصوص « ریز پلنگ » که شاگردان وی مثل امیر ناصر افتتاح در نواختن آن تبحر داشت ، حسین تهرانی توسط شادروان روح الله خالقی به برنامه گل ها دعوت شد و او با این برنامه مشغول همکاری شد . زنده یاد استاد حسین تهرانی به نواختن ضرب در موسیقی ایرانی اعتبار فراوان بخشید ، روانش شاد

حسین تهرانی از نوادر موسیقی ایرانی و زنده کننده تنبک، قلب تپنده موسیقی ایرانیست. تهرانی جزو انگشت شمار موسیقیدانان ایرانیست که مردم عامی هم با نامش سازش را به یاد می آورند. او زمانی که پا به عرصه موسیقی نهاد به هر سویی سری کشید و ار هر کس که اندکی گفتنی داشت، درسی فراگرفت، تهرانی از مکتب ابوالحسن صبا و خالقی تا مرشد های زورخانه درک کرده بود و اندوخته هایش را بصورت دسته بندی شده و منظم روی تنبک آزمایش و ثبت کرد.

پرویز خطیبی نویسنده، کارگردان و ترانه سرا که با تهرانی دوستی داشته در مورد خصوصیات اخلاقی او چنین میگوید: …تصادفا یک روز در آرایشگاه نیک با مردی برخورد کردم که عینک دودی به چشمش بود و با قیافه ای جدی جوکهای شیرین میگفت. موجودی بود با قیافه ای متوسط، تمیزو شیک پوش و زبر و زرنگ و بسیار خونسرد. ادب و نزاکت را هیچ وقت فراموش نمیکرد و شوخی هایش تند و زننده نبود. اولین بار که به اشخاص میرسید، عینکش را بر میداشت و میگفت:

اگر می توانی یک دقیقه، به چشمان من نگاه کن و عجیب این که همه در این بازی باخته بودند، چون نگاه کردن در چشمان حسین با آن حالت مخصوص کار ساده ای نبود. حسین در جوانی هنگامی که در یک کارگاه صنعتی کار می کرد، دچار سانحه شد و یک چشمش را از دست داد. جالب اینکه حسین تهرانی با آن عینک دودی، شباهت زیادی با عبدالحسین هژیر نخست وزیر اسبق داشت با این تفاوت که هژیر قد بلند و چهارشانه بود ولی حسین قدی نسبتا” کوتاه داشت. حسین خودش میگفت که در یک خانواده مذهبی و بسیار متعصب بزرگ شدم. در آن دوران هنوز مردها کلاه بی لبه بر سر میگذاشتند و جوان و میان سال و پیر غالبا عبا به دوش می انداختند.

در زمان ما نواختن آلات موسیقی جرم بزرگی محسوب میشد و خانواده ها حاضر نبودند فرزندانشان را به فراگرفتن موسیقی وادارند، چون در این صورت از چشم افراد فامیل و اهل محل می افتادند و در شهر انگشت نما میشدند. دوازده ساله بودم که به یک زورخانه رفتم و ضرب گرفتن مرشد را دیدم. احساس کردم به ضرب علاقه زیادی دارم و دلم میخواهد که طرزنواختن آن را یاد بگیرم. گلدانی را از توی باغچه خانه برداشتم و ته آن را سوراخ و پوستی بر سر آن کشیدم بعد با دست ضربه هایی روی آن زدم، صدایی نسبتا خوش داشت، روزها وقتی پدرم به کارگاه خودش میرفت ساعتها در کنج اطاق می نشستم و ضرب زدن را پیش خودم می آموختم. وقتی سوار واگونهای اسبی میشدم، صدای پای اسب با ریتم مخصوص مرا به هیجان می آورد و یا روزهایی که همراه پدر و مادرم سوار قطار شهر ری میشدیم – همان ماشین دودی معروف- تا به زیارت حضرت عبدالعظیم برویم، حرکت ترن و سر و صداهای مخصوص آن را به خاطر میسپردم و این ریتمها را روی ضرب پیاده میکردم.

یکروز مادرم خبر داد که همسایه ها از صدای ضرب تو به ستوه آمده اند و به پدرت شکایت برده اند. فهمیدم که دیگر نمیتوانم در خانه تمرین کنم. روز بعد گلدان را زیر عبایم قایم کردم و سوار واگون اسبی شدم. واگون معمولا از چهار راه لاله زار تا گاراژ ماشین واقع در انتهای شهر تهران میرفت و برای طی این مسافت یک ساعت و نیم لازم بود. من معمولا به اطاق وسطی که مخصوص بانوان بود میرفتم و از اول تا آخر خط و گاهی بر عکس یکسره ضرب میگرفتم. گاهی زنها یکشاهی صناری هم به دامانم میریختند و من وقتی به خانه برمیگشتم مبلغی در حدود یک قران یا سه شاهی پول داشتم! به این ترتیب و با دشواری های که در پیش رویم بود، به کمک عشق و علاقه فراوان نواختن ضرب را یاد گرفتم ولی بعدها نزد اساتید فن این هنر را تکمیل کردم.

همانطور که گفتم {خطیبی} حسین تهرانی همراه سایر هنرمندان گاه و بی گاه به دربار می رفت و در مجالس خصوصی شاه و خاندان سلطنتی ضرب میزد و بعضی اوقات هم جوکهای جالبی میگفت. میگویند یکروز شاه به او پیش نهاد میکند به جای عبدالحسین هژیر وزیر دربار وقت و نخست وزیر سابق در محافل ظاهر شود تا اگر کسی خواست به جان هژیر سوء قصد کند حسین را هدف قرار دهد. حسین تهرانی از هژیر می پرسد: در مقابل این کار چقدر به من دستمزد میدهی؟ جواب می دهد جلسه ای ۵۰ تومان و بلافاصله حسین میگوید: بنده جلسه ای صد تومان میدهم شما جای من در جلسات و محافل حاضر شوید!

حسین تهرانی همیشه میگفت ضرب قلب موسیقی است. اصولا هر حرکت انسان ریتم به خصوصی دارد، راه رفتنش، حرف زدنش، نشست و برخواستنش، و او بود که برای نخستین بار به کمک شاگردانش یک کنسرت بزرگ ضرب در تلویزیون تشکیل داد. مهارت حسین در تجسم حرکت قطار بقدری زیاد بود که اگر چشمت را می بستی خود را در قطار شهر ری و ماشین دودی میدی با همان سر و صداها و خصوصیات همیشگی، متاسفانه پس از حسین افرادی پیدا شدند که خواستند هنرش را و شخصیتش را نفی کنند. در حالی که حسین تهرانی و هنرش و از همه مهمتر بزرگواری و انسانیتش فراموش شدنی نیست.

خصوصیات اخلاقی حسین تهرانی به گونه ای بود که گاهی هنر او را تحت تاثیر قرار داده بود و مثل جمله معروفی که خود همواره میگفت، مردم از تهرانی ۹۹ درصد به عنوان جوانمرد یاد میکنند و ۱ درصد به عنوان هنرمند! البته دلیل این موضوع غریزی بودن زبان محبت است که همه آن را درک میکنند ولی زبان موسیقی را مردم عامی تا حد کمتری میشناسند. اهل فن میدانند که هنر تهرانی هنوز هم یکتاست.

اکبر مشکین در نامه ای یک هفته قبل از مرگ تهرانی به سردبیر مجله جوانان ر.اعتمادی اینطور نوشت: اعتمادی جان من مطلبی دارم که فکر میکنم اگر در” جوانان” طرح شود و جوانان این مملکت بخوانند به اشاعه و توسعه مکتب جوانمردی و آئین و اخلاق ایرانی که تو دنبالش هستن کمک میکند.

میدانی من یکی ار دوستان حسین تهرانی استاد بزرگ ضرب بودم. من همیشه می دیدم که حسین زیر نامه هایش به جای امضا عدد۶۳ میگذارد. یکروز دل به دریا زدم و پرسیدم حسین جان چرا تو ۶۳ امضا میکنی؟ جواب داد: تا به حال این موضوع را به کسی نگفته ام ولی حالا میگویم: ناهار در منزل آقای سین دعوت داشتیم. من بودم و دوست دیگر. وقتی وارد خانه شدیم آقای سین مستخدمش را صدا زد و گفت برو نان و کباب و مخلفات را بخر و بیار. مستخدم رفت و خرید و برگشت و مشغول شدیم، بعد از ناهار آقای سین رفت و سراغ بقیه پول ها که باید ۶۳ تومان می بود، اما آنجا نبود… یک مرتبه دیدم مستخدم زیر شلاق فریاد میکشد. او از ته دل فریاد زد و گفت: به علی قسم من برنداشتم. این فریاد یا علی بند بند استخوانم را به ناله در آورد.

نفهمیدم چه میکنم، خودم را روی مستخدم بیچاره انداختم ُ دو سه شلاقبه سر و صورتم خورد و در همان حال فریاد زدم: ۶۳ تومان را من برداشتم… ببخشید این بیچاره را نزنید… مرا بزنید. بعد ۶۳ تومان از جیبم دادم و از آن خانه گریختم، اما این ماجرا، عجیب در روحیه ام اثر کرده و از خودم میپرسم چرا ما انسانها آن قدر در حق دیگران ظلم میکنیم؟ چرا به مردم تهمت ناجوانمردانه میزنیم؟ از آن روز برای اینکه هیچ وقت ماجرا را فراموش نکنم و همیشه یادم باشد۶۳ را امضای خودم قرار دادم.

خطیبی میگوید: حسین تهرانی و صبا دو یار جدا نشدنی و صدیق و با وفا بودند. من حسین و صبا را روزها و شبهای زیادی در خیابانها و محافل و مجالس دیده ام. هر دو درویش، هر دو پاکباز و خاکی بودند و همیشه احترام یکدیگر را نگه میداشتند. پاتوق شبانه حسین دکه ای بود در چهار راه سید علی که شکری نوازنده معروف تار و ادیب السلطنه و بسیاری از افراد سرشناس به آن محل رفت و آمد میکردند. منظم، وقت شناس و خوش قول بود. چند تن از شاگردان او در جامعه هنری ایران، هنرمندان انگشتنمایی شدند. اینها افرادی بودند که ماهها و سالها تحمل کم حوصلگی و گاهی هم تندخویی استاد را کرده بودند، حسین تهرانی آدمی بود صریح اللهجه که حرفش را بدون پروا ولی مودبانه میزد. در جریان تهیه اولین فیلم ناطق فارسی (طوفان زندگی) حسین تهرانی، خالقی و بنان شرکت داشتند. آنروزها دستگاه ضبط صدا در ایران کامل نبود… فیلم طوفان زندگی به دلیل نقص فنی گاهی لبهای هنرپیشگان به حرکت در می آمد ولی صدا لحظاتی بعد به گوش میخورد! پس از اینکه فیلم در سینما رکس به روی پرده آمد، مردم برای تماشای آن سرو دست میشکستند ولی پس از پایان سانس اول حسین همچنان در سالن نشسته بود و تکان نمیخورد! بالاخره کنترل چی به سراغش آمد و گفت: ببخشید آقا فیلم تمام شده. حسین پاسخ داد: من نشستم صدا ها را هم بشنوم و بروم!

منبع

قابلیت های ساز نی

قابلیت های ساز نی

 قابلیت های ساز نی

 

قابلیت های ساز نی

حسین علیزاده

در قسمت قبل اشاره به برخی قابلیت های نی در قالب تکنوازی و همنوازی شد. این ساز در گروهنوازی ساز های ایرانی هم از جایگاه ویژه ای برخوردار است و اگر آهنگسازان و تنظیم کنندگان به خوبی با قابلیت های اجرایی نی آشنا باشند از آن می توانند به بهترین نحو ممکن در کار های گروهی استفاده نمایند.

همچنین نی با قابلیت های ویژه ای که از لحاظ رنگ صوتی دارد، می تواند به عنوان ساز سولیست در یک ارکستر بزرگ ایفای نقش کند.

شاید قطعۀ مشهور نینوا اثر ماندگار استاد حسین علیزاده یکی از بهترین مثال ها برای استفادۀ دقیق و آگاهانۀ این ساز در ارکستر ساز های زهی باشد.

این قطعه در سال ۱۳۶۱ برای نی و ارکستر ساز های زهی در ۸ قسمت ساخته و تنظیم شد و ضبط آن در تابستان سال ۱۳۶۲ با اجرای هنرمندانۀ جمشید عندلیبی به گوش هر شنوندۀ موسیقی ایرانی آشناست.

طرح های اولیۀ نی نوا در سال ۱۳۵۵ در دستگاه نوا در جشن هنر شیراز با همنوازی گروه سازهای ایرانی اجرا شد. فرم ساختاری کنسرت اجرا شده در سال ۱۳۵۵ کاملا مبتنی بر ردیف سازی و آوازی موسیقی دستگاهی ایران شکل گرفته بود.
همان طرح بعد ها در سال ۱۳۶۱ با تغییراتی برای نی و ارکستر سازهای زهی تنظیم گردید و همانطور که ذکر گردید، در تابستان ۱۳۶۲ ضبط نهایی آن به پایان رسید.

ساختار اصلی اثر از همان ساختار کلی دستگاه نوا پیروی می کند و در طول اجرای اثر شاهد انگاره های ملودیک بسیاری از گوشه های مختلف دستگاه نوا هستیم.
گوشه هایی مانند درآمد نوا، نیشابورک، جامه دران، نهفت، مثنوی، نغمه و…

 قابلیت های ساز نی

جمشید عندلیبی

همانطور که ذکر شد این اثر در ۸ قسمت با عناوین زیر طراحی و تنظیم گردید:

درآمد

مثنوی

نغمه ۱

نغمه ۲

جامه درآن

نهفت

فرود

رقص سماع

جدای از انسجام ساختاری نغمات و تنظیم درخشان حسین علیزاده در بخش ارکستر زهی، روی ویژگی های اجرایی نی هم بسیار با تامل و دقیق کار شده و در حین شنیدن اثر شاهد بسیاری از تکنیک های اجرایی نی در محدوده های مختلف هستیم.

 


بشنوید، قسمتی از اجرای قطعۀ نی نوا اثر استاد حسین علیزاده

 

در برخی از قسمت های این اثر شاهد همنوازی دو نی هستیم که این قسمت ها هم با تبحر ویژه ای طراحی و تنظیم شده اند.


بشنوید، قسمتی دیگر از اجرای قطعۀ نی نوا اثر استاد حسین علیزاده

 

 

همچنین در اجرای این قطعه شاهد برخی تکنیک های اجرایی مانند استکاتو هستیم که اجرای صحیح و دقیق این تکنیک نیازمند سالها تمرین و ممارست است.


بشنوید، قسمت از اجرای استکاتو را در قطعۀ نی نوا اثر استاد حسین علیزاده

 

 

 


بشنوید، همنوازی دو نی به همراه ارکستر سازهای زهی را در قطعه نی نوا اثر استاد حسین علیزاده

 

خوشبختانه چند سال قبل پارتیتور این اثر هنری برجسته برای نی و ارکستر ساز های زهی منتشر شد و به واسطۀ انتشار آن شاهد اجراهای زندۀ متعدد این اثر توسط گروه ها و تکنوازان مختلف هستیم، اتفاقی که شاید لازم باشد برای بسیاری دیگر از آثار ارزشمند موسیقی جمعی و گروهی ایرانی رخ دهد.

 


به فیلمی از اجرای زندۀ این اثر در کشور لهستان با تکنوازی نی هنرمند ارجمند محمد رسولی توجه کنید.

 

به قسمت هایی از پارتیتور قطعۀ نی نوا توجه کنید:
مثال تصویری ۱ از پارتیتور نی نوا

مثال تصویری ۲ از پارتیتور نی نوا

مثال تصویری ۳ از پارتیتور نی نوا

مثال تصویری ۴ از پارتیتور نی نوا

مثال تصویری ۵ از پارتیتور نی نوا

در قسمت بعد به بررسی نمونه هایی صوتی از قابلیت نی و نی نوازان در کار های گروهی و ارکستری می پردازیم.

منبع : http://www.harmonytalk.com

آخرین بازمانده حنجره نوازی

آخرین بازمانده حنجره نوازی

 

آخرین بازمانده حنجره نوازی
آخرین بازمانده حنجره نوازی

نخبه هنرمند شیروانی، تنها بازمانده نسل نی‌نوازی کشور در این شهرستان، بیش از 150 نوع آهنگ را با حنجره‌اش می‌نوازد.

 

به گزارش خبرگزاری فارس از شیروان، حنجره نوازی تاریخی بیش از 3 هزار سال دارد، انسان اولیه نیز پیش از آنکه به حرف زدن بپردازد با صوت ارتباط برقرار می‌کرده است، تا اینکه آتش را شناخت و در کنار آتش به تفکر نشست و سخن گفتن را فراگرفت اما هنوز اصوات مختلف تا حدودی در ذهنش به یادگار مانده است.

اصواتی که گاه پس از قرن‌ها، به طرز معجزه آسایی نمود می‌یابد و در حنجره‌هایی نواخته می‌شود.

زمانی حنجره نوازی یکی از کارهای مهم شبانان، جنگ‌آوران و شکارچیان در ایران بوده است که غم فراق عشق و سرمستی را زمزمه می‌کردند.

 
 

رستم مهرگان 59 ساله این هنرمند روستایی قلعه بیک بخش سرحد شیروان که داری پنج فرزند است، یکی از هنرمندان کرد زبان شیروانی است که تنها بازمانده نسل نی‌نوازی کشور محسوب می‌شود.

مهرگان از هزاران شبانی است که هنوز موسیقی را با تارهای صوتی‌اش الفتی است وقتی ناله نی بلند می‌شود و آدمی را با خود به میدان رزم می‌برد یا همچون پیری فرزانه زبان به نصیحت گشوده و از اشراق قلبی و سیر و سلوک سخن می‌راند وقتی مقام‌های موسیقی کرمانج مانند سردار عوض خان الله مزار، جعفرقلی زنگلی، کوراوغلی، هرای، لو و 150 نوع آهنگ دیگر را با نوای حنجره‌اش می‌زند.

با نوای حزن انگیز، حماسی و عرفانی نی روایت می‌شود، به سختی می‌توان باور کرد که این موسیقی آموختنش مدت‌ها زمان می‌برد و انگشت‌های هنرمندانه و استعدادهای ذاتی می‌طلبد تا بدون هیچ اسبابی در حنجره یک مرد نواخته شود.

 
 

تارهای صوتی در اختیار اوست، تمام آهنگ را به یاد دارد، در قلب و ذهنش موسیقی کوچ، جنگ و صلح، شکست و پیروزی و غزل‌های عاشقانه پنهان است، تمام زیر و بمش را می‌شناسد و با صدای قلب و نفس‌هایش و با کارهای حنجره‌اش حکایتش می‌کند.

رستم مهرگان از 8 سالگی متوجه این استعداد خدادادی شده است و فعالیت خودش را با نی‌نوازی آغاز کرد ولی به علت محدودیت ابزار الات موسیقی و استعداد در حنجره نوازی به این هنر روی آورد وی استاد خودش را خدا می‌داند و معتقد است پدرش رمضان نی‌نواز و آواز خوان عصر خودش بود و می‌توانست با زبانش تار بنوازد.

می‌پرسم: می‌توانید با سازهای دیگر هم‌نوا شوید؟ پاسخ می‌دهد: بله تن صدایم زیر و بم دارد و قابل تنظیم است، می‌توانم آن را در یک گروه موسیقی با ویولون، دوتار، سنتور و… هماهنگ کنم حتی می‌توانم نوع صدایم را تغییر دهم و با آن فلوت بزنم.

این هنرمند شیروانی دارنده دیپلم افتخاری بین‌المللی جشنواره سراسری نی‌نوازان کشور است.

وی می‌گوید: تارهای صوتی من برای هر صوتی حتی صوت قرآن تنظیم می‌شود ولی باید تمرینات لازم را داشته و آماده شوم.

شروع به نواختن می‌کند، صدای فلوت مرا با خود به طبیعت زنده می‌برد زیرا صدا زنده است، صدا این بار نه از شکاف چوبی بی‌جان بلکه از تارهای حنجره‌ای زنده خارج می‌شود.

حیرت می‌کنم و می‌پرسم: وقتی می‌نوازید چه احساسی دارید؟

می‌گوید: هر زمان که شروع می‌کنم چنین احساسی دارم: ریتم، شعر و ناله از ذهنم به قلبم و نفسم منتقل می‌شود و احساس می‌کنم به خدا نزدیک‌ترم.‌

 
 

استاد رستم مهرگان این هنر را ارزش می‌داند و اظهار می‌دارد: البته می‌توان آن را آموزش داد ولی باید فرد پیشه وراثتی هم داشته باشد، تارهای صوتی‌اش قابل انعطاف و از استعداد موسیقی نیز برخوردار باشد.

وی این هنر را به فرزندش شهرام مهرگان نیز آموخته است و فکر می‌کند بعد از او پسرش خواهد توانست تنها نی‌نواز و حنجره طلایی عصر خویش باشد.

این هنرمند نخبه شیروانی در حال حاضر از طریق نقاشی ساختمان امرار معاش می‌کند و در اکثر محافل فرهنگی هنری به اجرای هنرنمایی می‌پردازد.

وی می‌گوید: کار با رنگ و دیگر مواد شیمیایی تأثیر نامطلوبی بر حنجره‌ام می‌گذارد لذا خواستار توجه مسئولان فرهنگی به مشکل خود و حمایت بیشتر آنان از هنرمندان شیروانی شد.

رستم مهرگان این چهره دوست داشتنی شهرستان شیروان به ورزش صبحگاهی علاقه‌مند است.

کلیپ حنجره نوازی این استاد

 

منبع : farsnews.com

ساز تنبور

ساز تنبور

ساز تنبور

 

تنبور یکی از سازهای زهی است که در آن سیم‌ها از روی دسته‌ای بلند و کاسه‌ای عبور کرده‌ و با ضربه انگشتان به صدا درمی‌آید
تنبور را بعضی تنبوره نیز گفته‌اند و امروزه از تنبور می‌توان به ساز محلی با دسته‌ای بلندتر و کاسه‌ای بزرگتر و منحنی تر از سه‌تار دارای ۲ یا ۳ سیم و ۱۴ پرده که به فاصله اکتاو در ساز پرده‌بندی شده، تعبیر کرد.
این ساز را با پنجه می‌نوازند و این خود دلیلی است بر ارتباط خانوادگی تنبور و دوتار محلی و سه‌تار که آنها نیز با انگشت(ناخن) به صدا درمی‌آیند.
تنبور، دارای شخصیتی عرفانی و حماسی است و این ساز برای نواختن قطعات حماسی نیز استفاده می‌شود. این ساز در طول سیر و سفر تاریخی و فرهنگی تنبور در نقاط و نواحی مختلف نام‌ها و شکل‌های متفاوتی پیدا کرده است.
تنبور دارای شکمی گلابی و دسته‌ای دراز است که روی آن از ۱۰ تا ۱۵ پرده بسته می‌شود. دسته این ساز مانند سه تار، بر سر ساز متصل است و سر آن در حقیقت ادامه دسته است که روی سطوح جلویی و جانبی آن، هر یک دو گوشی کار گذارده شده که سیم‌ها به دور آنها پیچیده می‌شوند. سیم‌های تنبور ۴ عدد و معمولاً به فواصل مختلف کوک می‌شود. این ساز معمولاً بدون مضراب و با انگشت نواخته می‌شود.
انواع تنبور با اسامی و اشکال مختلف:
تنبور قوچانی، شروانی، بغدادی، تیسفونی و انواع دو تار، چگور و قپوز. نواختن این ساز با شکل‌های مشابه هنوز در بیشتر مناطق ایران رواج دارد.

تنبور بر اساس شکل ظاهری دو نوع است؛ تنبور کاسه‌ای که یک تیکه است و تنبور چمنی که همان ترکه‌ای است و کاسه آن از تکه‌های چوب درست شده است. این نوع مزیتی که برنوع اول دارد این است که هم ساخت آن راحت‌تر است و هم تعمیر آن.
تاریخچه تنبور:
بر پایه ۳ مجسمه یافت شده در خرابه‌های شوش، تنبور دارای تاریخچه‌ای مربوط به حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد است. تنبور زمانی در انواع کاسه گلابی شکل رایج در ایران و سوریه ساخته می‌شده سپس از طریق ترکیه و یونان به باختر رفته و کاسه بیضی شکل آن در مصر نواخته شده‌است.
از تنبور به سه‌تار باستانی ایرانیان تعبیر شده‌است که در زمان ساسانیان، خسرو پرویز و قبل از آن هم به کار نواختن می‌آمده.
تنبور ساز نوازندگانی ایرانیان محسوب می‌شده و ابن خردادبه آوازخوانی مردم ری و طبرستان و دیلم را با تنبورها درست شمرده است.
امروزه تنبور در سرتاسر ایران رواج دارد اما کانون اصلی این ساز استان‌های کرمانشاه و کردستان و نواحی شمالی لرستان است. این ساز در این مناطق با نام‌های تَمیُرَه، تَمیرَه، تموره و تمور شناخته می‌شود.
در منطقه‌ای کرد نشین ترکیه به نام دیار بکر نوعی از تنبور موسوم به باقلما با کاسه‌ای بزرگ و ۵ تار و حدود ۲۰ دستان رایج است که با مضراب نواخته می‌شود.
قسمت‌های مختلف تنبور:
کاسه: همان قسمت پایین تنبور که خود دارای اشکال مختلفی است که بستگی به منطقه و سازنده خود دارد. کاسهٔ این ساز را عموماً از چوب توت می‌سازند که انتخاب نوع چوب، یعنی اینکه از چه جنس توتی باشد خود دارای نکاتی است.
دسته: قسمت انتهایی تنبور که به کاسه متصل است که در صدا تاثیر زیادی دارد.

ساز تنبور
ساز تنبور

صفحه: قسمت روی کاسه که دارای بافت ظریف می باشد، صفحه نازکی است از چوب درخت گردو که بر روی دهانه کاسه قرار می‌گیرد و در وسط و یا در کنار صفحه حدود ۷ تا ۱۲ سوراخِ ۲ تا ۳ میلیمتری دارد تا موجب نرمی صدای تنبور شود. سوراخ روی صفحه بر صدای تنبور تا ثیر بسزایی دارد.
دستان: ۱۳ تا ۱۴ دستان در تنبور وجود دارد که در محل‌های معیّن بر دسته بسته می‌شوند. به نظر اغلب نوازندگان مشهور، محل دستان‌ها ثابت است اما برخی نیز معتقدند که جای تعدادی از این دستانها متغیر است.
خرک: خرک، قطعه چوبی کوچک و محکم از درخت شمشاد و گردوست که سیم به آن وصل می‌شود و روی صفحه سیم‌گیر قرار می‌گیرد. در برخی از سازهای جدید سیم‌گیر کار خرک را می‌کند.
سیم گیر: به قسمت انتهایی کاسه وصل است و سیم را به آن وصل می‌کنند. سیم گیر از جنس استخوان یا چوب بوده در انتهای صفحه قرار دارد که تارها را بدان گره می‌زنند و تا انتهای دسته می‌کشند. در برخی از تنبورهای جدید، خرک کار سیم‌گیر را انجام می دهد.
گوشی: همان قطعات بالای تنبور را گوشی میگویند و از آن برای کوک کردن استفاده می‌کنند. دو تا سه گوشی (در تنبورهای نامتعارف تا پنج گوشی) از چوب بید وجود دارد. تنبور لانه کوک (جعبه گوشی‌ها) ندارد و گوشی‌هایش مستقیماً در سوراخهای ایجاد شده در انتهای دسته فرو می روند.
سیم گیر بالا: برجستگی پایین گوشی را می گویند که دارای شیارهایی است. شیطانک ، که قطعه چوب یا استخوانی است با دو سه شیار که تارها از روی آن عبور داده شده به گوشی گره می‌خورند. شیطانک در حدود ۱۵ سانتیمتری ابتدای دسته تعبیه می‌شود.
پرده: نخ نازکی است که روی دسته بسته شده و فاصله هر دو دستان را یک پرده می‌گویند. تنبور از قدیم دارای ۲ سیم بوده که اکنون آن را از ۲ سیم به یک سیم ارتقاء داده‌اند.
سیم: دو یا سه سیم، که سیم بالایی معمولاً جفتی است. این سیم‌ها از یک سو به سیم‌گیر و از سوی دیگر پس از عبور از روی خرک و شیطانک در انتهای دسته به دور گوشی‌ها پیچیده می‌شوند.

منبع:iranvij.ir

تاریخچه نی و ساز های بادی

تاریخچه نی و ساز های بادی

تاریخچه نی و ساز های بادی

تاریخچه نی و ساز های بادی
تاریخچه نی و ساز های بادی

کامل ترین و ظریف ترین آلات مسیقی صدای انسان است و موثر ترین لحن ها در موسیقی , نوایی ست که از حنجره شخص خوش آواز بر آید. علمای ساز شناسی  احتمال می دهند که نخستین باری که بشر خواست نغمه هایی را که به اقتضای حالات مختلف خود از حنجره در می آورد, تقلید کند , به اختراع انواع نای دست یافت. نوای نی بیش از صدای ساز های زهی به صدای انسان شباهت دارد و لذا به طبیعت نزدیک تر است . از این لحاظ این ساز و ساز های مشابه آن از هزاران سال پیش مورد علاقه ی ملل باستان بوده و اخبار و روایات فراوانی در باره ی  آن گفته شده است , از جمله اینکه گفته اند حضرت موسی از هواداران نوازندگان نای بوده و مولانا از نوازندگان معتبر این ساز به شمار می آمده است.همچنین گفته شده که نواختن نی در اسلام تحریم نشده و نوای آن را برای علاج بیماری های روحی مفید و موثر می دانسته اند.

 شاید قدیمی ترین مدرک برای موجودیت سازهای بادی , زمان هخامنشیان باشد. در عهد هخامنشیان سه  نوع موسیقی معمول بوده است , موسیقی بزمی , موسیقی مذهبی و موسیقی رزمی و همچنین در رقصها (چه بزمی و چه مذهبی)سرود خواندن نیز معمول بوده است و در پایکوبی های بزمی ساز هایی مانند : نای و سرنای و چغانه و طبل به کار می رفته است.

 « ژوستن» تاریخ نویس رومی نوشته است : پارت ها به شرب شراب نیز مهتاد بودند و در مجالس جشن و سرور به حد وفور شراب می نوشیدند , آلات موسیقی آنان عبارت بود از : نای , نی لبک , طبل و دهل.

 در کتاب « درر التیجان فی تاریخ اشکان » تالیف محمد حسن خان اعتمادالسلطنه , آمده است که سلاطین اشکانی و ارکان دولت و اعیان و بزرگان آن قوم به ساز و آواز و رقص و طرب کمال میل را داشته اند و آلات طرب آنها نی , طبل کوچک و یک قسم سر نای بوده است مرسوم به سام بوکا.

شعرا و نی

شعرا و عارفان در آثار خود به وفور در باره ی نی و تأثیر آن در روان انسان سخن گفته اند.

 نی نامه ی مولانا نمونه ی بارز آن است:

 بشنو از نی چون حکایت می کند از جدایی ها شکایت می کند
کز نیستان تا مرا ببریده اند…
منوچهری دامغانی با مطلع : توگفتی نای رویین هر زمانی       به گوش اندر دمیدی یک دمیدن

 حافظ  با مطلع :    گوشم همه بر قول نی و چنگ است          چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است

مجذوب تبریزی(شاعر قرن یازدهم هجری) با شعر معروف :

یک شب آتش در نیستانی فتاد               سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد…

چنانچه از اشعار بالا بر می آید نوازندگان در آن زمان ردیفهای موسیقی را با نی به خوبی می نواخته اند و حتی مرکب نوازی هم می کرده اند به طوری که مورد اعجاب و تحسین ارباب ذوق و عرفان بوده اند.

چند تن از نوازندگان معاصر

یکی از نی نوازان عصر قاجار , نایب اسداله اصفهانی است که نی زن یسار ماهری بوده است. وی با ساز  ساده ای که تنها چند سوراخ بیشتر نداشت , تمام اصواتی را که اراده می کرده , از نی بیرون می آورده است.

 معاصران نایب اسداله اصفهانی او را در فن خود با استادان بزرگی چون سماع حضور و آقا حسین قلی در یک ردیف می دانسته اند . در اهمیت مقام نایب اسداله همین بس که گفته بود : ( من نی را از آغل گوسفندان به دربار شاه بردم ).

از چهره های معاصر نی نوازی استاد حسن کسایی فرزند سید جواد است. وی که از کودکی علاقه ی زیادی به موسیقی داشت از سن دوازده سالگی شروع به نواختن نی کرد و در سن سیزده سالگی به مکتب استاد نوایی رفت .(نوایی از شاگردان نایب اسداله است و دیگر شاگرد نوایی , یاوری می باشد که او هم اصفهانی است). کسایی در محضر استاد صبا به نواختن ردیف ها پرداخت و با هنر مندانی چون خالقی , مشیر همایون و محجوبی نیز می نواخته است.وی کنسرت هایی نیز با ادیب خوانساری و اجراهایی با تاج اصفهانی داشته است.کسایی نی را در حد عالی می نوازد و هنوز نوازنده ای به قدرت او دیده نشده است . ایشان هم اکنون در اصفهان به سر می برند.

 مشخصات نی
سازی است متشکل از یک لوله استوانه ای از جنس «نی» که سراسر طول آن از هفت «بند» و شش «گروه» تشکیل شده است ( به این دلیل این ساز را «نی هفت بند» نیز می گویند). «نی» به قطرهای متفاوت (از 5/1 تا 3 سانتیمتر) و طولهائی مختلف (حدود 30 تا 70 سانتیمتر) ساخته شده است. در تمام آنها روی لوله، کمی در قسمت پائین 5 سوراخ در طرف جلو و یک سوراخ در قسمت عقب قرارگرفته و در یک یا دو انتهای «نی» روکشی برنجی با طولی کوتاه لوله نئی را پوشانده است و لبه لوله در قسمت دهانی آنقدر تیز است که می تواند لای دندانها قرار گیرد.
نی از انواع سازهای بی زبانه است. هوا توسط نفس نوازنده از انتهای بالائی به درون فرستاده شده و قسمت اعظم آن از نزدیکترین سوراخ باز خارج می شود. بنابراین باز و بسته شدن سوراخها به توسط انگشتان هر دو دست نوازنده، طول هوای مرتعش و طول موج ارتعاش را زیاد و کم کرده و در نتیجه صوت زیر و بم می شود.
ساز را نمی توان «کوک» کرد، یعنی کوک آن را- چنانکه در سازهای زهی، با پیچاندن گوشی ها میسر است، تغییر داد. بدین نسبت نمی توان آن را با ساز دیگر منطبق کرد و از این رو معمولاً درنقش تکنواز ظاهرمی شود. گاه- اگر چه بسیار به ندرت- که بخواهند از صوت نی در همنوازی ارکستر استفاده کنند، ناگزیر نوازنده ساز تعدادی نی را با کوکها (میدان صدا)ی مختلف فراهم کرده و در دسترس خود می گذارد تا در طی همنوازی یا همراهی صدای خواننده به تناسب موقع از یکی از نی ها استفاده کند.
وسعت صدای نی حدود دو اکتاو و نیم است، ولی میدان صدا (یا کوک) در سازهای مختلف متفاوت می کند.
اجرای اصوات در اکتاوهای بالاتر بوسیله فشار هوا عملی است. به عبارت دیگر با دو برابر کردن فشار صداهای حاصله یک اکتاو زیر می شود و باید دانست که هر نی فاقد یکی دو صدا است. نی از دسته سازهای محلی است و تقریباً در تمام ایران معمول است. نوازندگان محلی با ابتکاری سنتی تا اندازه ای ازقطع شدن صدای ساز، هنگام تازه کردن نفس جلوگیری می کنند. توضیح آنکه در حین نواختن هوا را از بینی به ریه و نیز به «لُپها» داخل کرده، ذخیره می کنند و این هوا را به تدریج به درون لوله می فرستند.
نی همیشه سازی شهری بوده است

آشنایی با ساز سه تار

آشنایی با ساز سه تار

آشنایی با ساز سه تار

 

آشنایی با ساز سه تار
آشنایی با ساز سه تار

ساز سه تار
شکل ظاهری آن مانند تار است، با این تفاوت که شکم آن یک قسمتی، گلابی شکل و کوچک تر است، سطح رویی کاسه سه تار نیز چوبی است؛ سه تار امروزی چهار سیم دارد.
خرک سه تار کوتاهتر از خرک تار بوده، و دسته آن نیز از دسته تار نازکتر است، سه تار فاقد «جعبه گوشی» است و گوشی های چهارگانه آن، دو عدد در سطح جلویی انتهای دسته (سر ساز) و دو تای دیگر در سطح جانبی چپ (در هنگام نواختن در سطح بالایی) کار گذاشته شده اند.
تعداد دستان های سه تار در زمان حاضر، مانند تار ۲۸است.
وسعت ساز،ایضا مانند تار به قرار زیر است:

سه تار با ناخن انگشت اشاره (و گاه توام با ناخن انگشت وسطای) دست راست نواخته می شود. به عبارت دیگر «مضراب» سه تار در واقع ناخن انگشتان نوازنده است، و به همین دلیل و به علل اکوستیکی دیگر، صدای این ساز ضعیف بوده، برای تکنوازی در جلوی جمعیت، یا همنوازی در ارکستر مناسب نیست.
چنین به نظر میرسد که سه تار در قدیم، سازی محلی بوده و در آن زمان سه سیم داشته است (که«سه تار» دلالت بر همین نکته میکند)، ولی بعدها شهری شده وسیمی بر آن افزوده اند.

منبع:amoozeshgah.net

 

_______________________________________________________________________________

Copy Right  هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع از لحاظ شرعی حرام  و خلاف قوانین است.  لطفا در صورت استفاده از مطالب منبع را ذکر کنید.

NetFixed Forum  در صورت داشتن سوال و یا مشکل پیرامون این مطلب، در انجمن دانش کمپ مطرح کنید.

Password  پسورد فایل های سایت : daneshcamp.ir

Home  منبع : وب سایت دانش کمپ

آشنایی با ساز تار

آشنایی با ساز تار

آشنایی با ساز تار

تار از جمله سازهای زهی مضرابی است که در ساخت آن از چوب، پوست، استخوان، زه، استفاده می شود

تار یکی از مهمترین سازهای موسیقی کلاسیک (سنتی) ایران است و از حدود 200 سال پیش، از آن به عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی ایرانی نام برده شده است.

طول کلی این ساز حدود 95 سانتی متر است. نوازنده تار ایرانی در حالت نشسته ساز را به صورت افقی روی ران پا قرار می دهد، به طوری که دسته تار طرف چپ و کاسه طنینی طرف راست نوازنده قرار گیرد.

آشنایی با ساز تار
آشنایی با ساز تار

 

نوازنده سر انگشت های دست چپ را روی دستان هایی که در طول دسته تار بسته شده است حرکت می دهد و با مضرابی که در دست راست دارد به سیم ها زخمه می زند.

تار از اواسط قرن 18 میلادی با شمایل کنونی اش شناخته شده است. دسته ای بلند متصل به کاسه ای دو تکه (کاسه و نقاره) است که از کنده کاری در چوب درخت توت درست شده و لایه نازکی از پوست روی کاسه ها کشیده شده است.

آشنایی با ساز تار
آشنایی با ساز تار

در قسمت دسته 26 تا 28 پرده قابل تنظیم وجود دارد. تار دارای 6 سیم از جنس فلز بوده و در 3 دسته 2 تایی روی آن کشیده شده است و به وسیله مضراب (زخمه ای از جنس برنج) نواخته می شود.

روی کاسه و نقاره تار پوست کشیده شده و خرک تار بر پوست کاسه تکیه کرده است. قسمت نقاره در انتهای بالائی به دسته (گردن) متصل شده است.

دسته تار بلند (45 تا 50 سانتیمتر) است و بر کناره های سطح جلویی آن دو روکش استخوانی چسبانده اند.

دور دسته، دستان ها (پرده هائی عمود بر طول آن با فواصل معین) بسته شده، قطر هر دستان در اصوات اصلی دستگاه های موسیقی ایرانی، کمی بیشتر از اصوات گذرا و کم اهمیت تر این موسیقی است.

جعبه گوشی (سر) در انتهای بالائی دسته قرار گرفته و از هر طرف 3 گوشی بر سطوح جانبی جعبه کار گذاشته شده است.

سیم های 6 گانه عبارتند از: 2 سیم سفید (پائین) که همصدا کوک می شوند، 2 سیم زرد (همصدا)، یک سیم سفید نازک (به نام«زیر») و یک سیم زرد (بم) که دوتای آخری غالباً به فاصله اکتاو کوک می شوند.

فاصله سیم های همصوت سفید، نسبت به سیم های زرد غالباً «چهارم» و سیم های سفید نسبت به سیم بم معمولاً فاصله اکتاو یا هفتم را تشکیل می دهند.

تار با مضرابی کوچک از جنس برنج به طول تقریبی 3 سانتیمتر نواخته می شود، در قسمتی از نصف طول مضراب، برای آنکه در دست های نوازنده راحت قرار گیرد، با موم پوشیده شده است.

قسمت های مختلف تار عبارتند از:

آشنایی با ساز تار
آشنایی با ساز تار

 

 

کاسه طنینی:

این کاسه از چوب یک تکه در دو حجم تو خالی (یکی بزرگتر و یکی کوچکتر) ساخته شده. قسمت بزرگ را کاسه و قسمت کوچک را نقاره می گویند. روی دهانه های باز کاسه و نقاره پوست می کشند. خرک را روی پوست کاسه قرار می دهند. جنس چوب این کاسه ها معمولا از چوب درخت توت است.

پوست:

پوست تار از قسمت نازک پوست چهار پایانی مثل بره و بز تهیه می شود.

خرک:

خرک معمولا از جنس استخوان به کار رفته در روی دسته شیطانک به طول تقریبی 5 و ارتفاع 2 سانتی متر ساخته می شود که با دو پایه های کوچک خود روی پوست کاسه قرار می گیرد. سیم ها هر یک جداگانه بر روی شیارهای کوچک خرک قرار می گیرند.

دسته:

دسته تار از چوب های سخت مانند گردو یا توت به صورت لوله ای توپر به طول تقریبی 50 و قطر 4 سانتی متر ساخته می شود. دستان ها(پرده) با فواصل معین روی آن بسته می شوند.

سر پنجه و گوشی:

سر پنجه یا جعبه کوک (جعبه گوشی) در ابتدای دسته قرار گرفته و 6 عدد گوشی روی آن نصب می شوند و بوسیله آن، سیم ها کوک می شوند.

شیطانک:

قطعه استخوانی باریک و کم ارتفاع است. عرض آن به اندازه عرض دسته تار و ارتفاعش دو میلی متر است و دارای شیارهای کم عمقی است که سیم ها هر یک از درون یکی از شیارها می گذرد و به طرف گوشی می روند.

مضراب:

مضراب قطعه ای است فلزی معمولا از جنس برنج، به طول تقریبی 3-4 سانتی متر و نیمی از طول آن که در دست نوازنده قرار می گیرد با موم پوشیده می شود.

سیم ها:

تار دارای 6 سیم است که سیم های اول و دوم از جنس فلزی سفید رنگ، سیم های سوم و چهارم از جنس برنج، سیم پنجم(واخوان) فلز سفید رنگ و سیم ششم (بم) از جنس فلزی زرد رنگ است.

منبع : 1doost.com